14.2 C
تهران
چهارشنبه, ۱۳ اسفند , ۱۳۹۹ , ۱۱:۴۵:۰۶

به بهانه سی اُمین سالگرد درگذشت دکتر مظفّر بقایی کرمانی

روز 26 آبان 1366 خبر درگذشت دکتر مظفر بقایی در روزنامه‌ها منتشر شد. او در فرودین ماه سال 1366 در سن 76 سالگی بازداشت شد و به مدت 8 ماه -از هنگام بازداشت تا مرگ -کوچکترین ارتباطی با خانواده‌اش نداشت. دربارهء دلایل بازداشت او،و این‌که چه کسانی این ماجرا را کارگردانی کردند سخنی گفته نشده است.

یکی از دوستان دکتر بقایی، شادروان رحیم صفّاری در نامه‌ای به ایرج افشار نوشت:

«جناب آقای ایرج افشار مدیر محترم مجله آینده

در شماره اخیر «آینده» خبر مرگ دکتر مظفر بقایی کرمانی را بطور مختصر و آمیخته به تعصبّی که چون میکروب در روح و مغز این کشور رسوخ کرده است انتشار داده بودید … و به کنایه گفته بودید که «بقایی به قدرت قوام‌السلطنه مقام و شهرت یافت و از او جدا شده و به دکتر مصدق پیوست و به او هم وفادار نماند…»

از آن جا که بنده نزدیک 50 سال در جریانات سیاسی کشور بوده‌ام و با هرسه تنی که شما از آنان نام بردید رابطه داشته‌ام و نظر به این که از مال دنیا بي‌نیاز و از نظر معلومات و مطالعات از هیچ یک دست کمی هم نداشته‌ام و محتاج هیچ یک نبوده‌ام و برای بازارگرمی و پیشرفت، وجدان خود را هرگز در گروِ وعده‌های شیطان نگذاشته‌ام، ناگزیر از این تذکر دوستانه مي‌باشم زیرا مجله آینده از مجلات بي‌ارزش زمانه نیست و در تاریخ مطبوعات ایران کمتر مجله‌ای توانسته است به حیثیت ادبی و سیاسی آینده برسد و دریغ است که صاحبان خرد و اندیشه تحت تأثیر قضاوت‌های احمقانه یا ظالمانه ابناء زمان قرار گیرند…

مظفر بقایی چندین خصیصه داشت که در جوامع شرقی عیب شناخته می شوند. پایداری و ثبات در عقیده و تقوا و طهارت بینظیر شجاعت و شهامت سیاسی، فداکاری تا پای مرگ در راه عقیده و ایمان به راستی و آزادی. بزرگترین عیب مظفر[بقایی] راستگویی بود که نخواست در یک جامعهء سراسر فساد، دروغ بگوید… بدبختانه جامعه ایرانی فقط به کسانی احترام گذاشته است که با دروغ او را فریب داده‌اند زیرا این جامعه دروغ و ریا را می پسندد…به قول محمد مسعود آیا دروغ، سرود ملی جهانیان نیست؟ …»

شادروان رحیم صفاری که در سال 1373 به دیار باقی شتافت همچنین در یادداشتی با عنوان «یادی از سقراط زمان» درباره دکتر بقایی نوشت:-«روزی که او شعار راستی و آزادی را انتخاب کرد به آن شعار مؤمن بود که نشانی از خِرَد و شرف انسانی داشت. شعاری بود که قرن‌ها در قاره آسیا به گوش کسی نرسیده بود. شعاری بود که دشمنان فراوانی داشت. شعاری بود که فقط انسان‌های پاکدامن و پاکباز دنبال آن مي‌رفتند نه شیادان و هوسبازان و عوامفریبان و فرصت طلبان»!

امروز با گذشت 30 سال از درگذشت دکتر مظفر بقایی، آگاهی از افکار، اندیشه‌ها، روش و منش اخلاقی و سیاسی این چهرهء آزادیخواه تاریخ معاصرایران باید مورد توجه نسل جوان قرار گیرد.

حمید ایران پرست

برگرفته از تار نمای علی میرفطروس

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

مشروطیّت:ضعف ها و ظرفیّت های یک جنبشِ ناتمام(بخش سوم و پایانی)،علی میرفطروس

cafeliberal

علی میرفطروس: نكته‌ها و گفته‌ها

root_d7p3qva9

دکترمحمّدمصدّق و محمّدعلی فروغی:دو روِش و منِشِ سیاست ورزی درایران معاصر، علی میرفطروس

root_d7p3qva9

یادداشت های پراکنده!، علی میرفطروس

cafeliberal

نفت،شاه،«انقلاب اسلامی»ودیگرهیچ!(بخش پایانی)،علی میرفطروس

root_d7p3qva9

روشنفکری و روشنفکران – علی میرفطروس

root_d7p3qva9

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader