20.7 C
تهران
دوشنبه 11 مهر 1401 03:06
کافه لیبرال

دکتر جواد طباطبايي: سابقه ایده مشروطه در ایران

?می دانیم که هم میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و هم امیر کبیر هر دو کشته شدند. اولی به دست محمد شاه و دومی به دست ناصرالدین شاه. توضیحی که دربارۀ قتل این دو نفر نوشته اند، تحلیل آنچه در تاریخ آمده است، مهم است. این تاریخ های ما، مخصوصا در آن دوره، تاریخ هایی هستند که برای عرضه به شاه نوشته شده اند. صدرالتواریخی که زیر نظر اعتمادالسلطنه نوشته شده است، چند نفری نوشته اند که پدر فروغی هم گویا جزو آنها بوده است. آنان کتابی دربارۀ صدور، یعنی وزیران اعظم دورۀ قاجار می نویسند و قرار می شود به شاه بدهند. اعتمادالسلطنه کسی بود که پدرش، به شرحی که می دانید، امیرکبیر را کشته بود. بنابراین، این مشکل وجود دارد که او این وقایع را چگونه بیان می کند که قائم مقام چطور کشته شد و امیرکبیر چطور کشته شد. باید در نظر گرفت که پدرش امیرکبیر را کشته است و کتاب نیز به کسی عرضه خواهد شد که قاتل امیرکبیر است. کتاب صدور را آنها نوشته اند و نمی دانیم که چطور نوشته اند. اما به هر حال می دانیم که این کتاب را اعتمادالسلطنه میگیرد که نسخه ای از آن تهیه کند تا به شاه داده شود. امروز آن نسخه را می شناسیم که چاپ شده است. آنجا، آن قسمت های مهمش را ممیزی می کند. می دانید که اعتمادالسلطنه بنیانگذار ممیزی است و اولین ممیزی دولت ایران است. وزیر اطلاعات یا چنین چیزی بوده است اما یک کار اصلی او، ممیزی دولتی رسمی در ایران بوده است. بنابراین در آن دست می بَرَد. ماجرای قائم مقام را با اندک مسامحه ای می آوَرَد ولی در ماجرای امیرکبیر بیشتر دست می بَرَد. گویا یک نسخه از نوشتۀ اولیة صدرالتواریخ موجود بوده است. تا جایی که من اطلاع پیدا کردم، آن نسخۀ اصلی در دست فریدون آدمیت بوده است. برادرش طهمورث آدمیت از آن اصل نسخه برداری کرده بود اما امروز آن را نداریم؛ اگر هم باقی مانده باشد، نمیدانیم کجاست. دو مطلب بسیار مهم است که از نظر تاریخ حقوق اساسی در ایران به آنها توجه نشده است. یکی از مهمترین بحث های حقوق اساسی، تمایز میان دولت و حکومت است. از یک جایی به بعد، سلطنت پاسخگو است یعنی گفته می شود که سلطنت، به عنوان دولت، از طریق حکومت که بازوی اجرای ی دولت است، باید کاری انجام دهد و در واقع در مقابل کارهای خود پاسخگو باشد. تمایز اینها خیلی مهم است. ما به طور تاریخی در هیچ کدام از نوشته های قدیمی خود، چنین تمایزی نداریم. به همین دلیل، حقوق عمومی هم نمی توانستیم داشته باشیم آمده است که قائم مقام کشته شد چون کارهایی انجام می داد که شاه را خوش نمی آمد. از جمله این که می خواست دستگاه وزارت را از سلطنت جدا کند. در همۀ کتاب های سیاسی، هم بحث وزارت داریم و هم بحث سلطنت اما این که این دو نهاد و دو دستگاه را باید از هم جدا کرد، این بحث طبیعتا اصلاً نمی توانست مطرح شود. اولین جاست. توضیحی که نویسنده یا نویسندگان صدرالتواریخ می دهند این است که قائم مقام می کوشید که دست شاه را در خرج بی حساب از بیت المال ببندد. این کارها سرانجام منجر به کشته شدن قائم مقام شد. همین ماجرا در مورد ناصرالدین شاه و امیرکبیر نیز به نوعی تکرار می شود. امیرکبیر به شاه می گفت من مسئول کشور و شما مسئول دربار و باید دخل و خرج حکومت و مدیریت آن بر عهده من باشد. بنابراین در دورۀ اول ناصرالدین شاه، بحث جدایی وزارت و سلطنت مطرح بوده است. امروز به آن بحث، جدایی دولت و حکومت می گوییم. بنابراین در آن زمان بحثی مهمی مطرح بوده که دولت و حکومت باید از هم جدا بشوند. یک قرینۀ بسیار مهم داریم که از همان وقت در دربار، در میان فرمانروایان و در میان کسانی که امروزه به آنها میگویند نخبگان، بحث جدایی دولت و حکومت وجود داشته است و امیرکبیر به احتمال زیاد یکی از کسانی بوده است که به این فکر باور داشته اند. استنباط من این است که بحث مشروطیت در ایران، سابقۀ بیشتری از آن دارد که تا کنون گفته شده است و محدود به هفت یا هشت سال پیش از فرمان مشروطیت نمی شود?

?سخنرانی در دانشگاه تبریز، 25 بهمن 1396

?كانال اختصاصي نشر آثار و آراء جواد طباطبايي
@javadtabatabai

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

سمپوزیوم انقلاب مشروطه

cafeliberal

انقلاب ملّی در انقلاب اسلامی

cafeliberal

دکتر جواد طباطبایی: تاريخ شيوه انديشه ايراني

cafeliberal

روشنفکران علیه ایران!،دکترسیدجوادطباطبائی

cafeliberal

دکتر جواد طباطبایی: در باب فهم منطق وحدت ملی ایران

cafeliberal

((ایرانِ بزرگِ فرهنگی)) چیست؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader