«به مدت ۸۰۰ سال، یک سکه وزن خود را حفظ کرد. «سولیدوس» بیزانسی که توسط کنستانتین در سال ۳۱۲ پس از میلاد با عیار ۴.۵ گرم طلا ضرب شد، تا قرن یازدهم با همان وزن باقی ماند. هشت قرن. نه خبری از بیانیههای مطبوعاتی بانک مرکزی بود، نه «تورم گذرا» و نه اقتصاددانانی که توضیح دهند چرا تبخیر شدن پساندازهای شما در واقع به نفع شماست. فقط طلا، وزن و مهر شده، که توسط امپراتورانی درستکار نگه داشته شد که چیزی را درک کرده بودند که جروم پاول و کوین وارش درک نمیکنند.
تاجران خارجی آن را «بزانت» مینامیدند و از بریتانیا تا چین به عنوان دلار جهان قرون وسطی معامله میشد. یک تاجر سریلانکایی در قرن ششم، آنگونه که کوزماس ایندیکوپلئوستس ثبت کرده است، به تماشای مقایسه پهلو به پهلوی یک سکه طلای رومی و یک سکه نقره ایرانی نشست. سکه رومی برنده شد. نه با فرمان، بلکه به لطف وزن و عیاری که نسل در نسل هیچکس جرات دستکاری آن را نداشت. وقتی پول شما به اندازه کافی خوب است که غریبهها در فاصله ۵۰۰۰ مایلی آن را بدون بررسی میپذیرند، شما چیز واقعیای ساختهاید.
سپس قرن یازدهم فرا رسید و نظم و انضباط درهم شکست. کنستانتین نهم و جانشینانش شروع به تراشیدن محتوای طلا کرده و فلزات ارزانتری را با آن مخلوط کردند و با این توجیه که امپراتور به بودجه نیاز دارد، خود را قانع ساختند. در دوران سلطنت آلکسیوس یکم در سال ۱۰۹۲، سکهای که ۲۴ عیار بود، به عیار نزدیک به ۱۰ رسید. بیزانسیها کاهش ارزش ارز را به عنوان سیاست امپراتوری اختراع کردند و دریافتند، همانطور که هر کاهنده ارزش پس از آنها دریافت، که میتوانید بازار را برای مدت کوتاهی فریب دهید، اما هرگز نمیتوانید این کار را به صورت دائم انجام دهید. مسیرهای تجاری تغییر کردند. تجار ونیزی و جنوایی با سکههای معتبر خود وارد میدان شدند و انحصار بزانت در تجارت مدیترانه همراه با محتوای طلای آن از بین رفت.
به این توالی توجه کنید. این سکه دقیقاً تا زمانی که مردان مسئول در برابر وسوسه چاپ رفاه مقاومت کردند، پایدار ماند. لحظهای که آنها تصمیم گرفتند نیازهای هزینهکردشان بالاتر از یکپارچگی و اعتبار پول است، دوره ۸۰۰ ساله در طول تنها یک قرن به پایان رسید. بیزانس در آزمون طلا شکست خورد.
شما تحت لوای ارزی زندگی میکنید که از سال ۱۹۱۳ تاکنون ۹۶ درصد از قدرت خرید خود را از دست داده است و بانکداران مرکزی شما این وضعیت را «ثبات قیمت» مینامند. سولیدوس هشت قرن دوام آورد، زیرا هیچکس فناوری لازم برای نابود کردن آن از طریق یک صفحهکلید را در اختیار نداشت. وسوسه همیشه وجود داشت، اما ابزار آن در دسترس نبود.
چه چیزی میتوانیم در مورد موضوع دلارزدایی از این رویداد بیاموزیم؟ دلار آمریکا زمانی که ارزش خود را از دست بدهد، شکست خواهد خورد؛ و زمانی ارزش خود را از دست میدهد که صاحبان قدرت مقدار زیادی از آن را ایجاد و خرج کنند و از این طریق ارزش عرضه فعلی را کاهش دهند، یا همانطور که امروزه آن را مینامیم، تورم را رقم بزنند».
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی

