24.8 C
تهران
چهارشنبه 10 تیر 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

چه کسی، چقدر، چگونه در بازار آزاد پول درمی‌آره؟

اگر به جواب این سوال خوب فکر کنید، خیلی از سوال‌ها و گره‌های ذهنی دیگه‌تون هم باز می‌شه؛ به خصوص اگر از کاپیتالیسم بدتون بیاد، متوجه می‌شید این نفرت بیشتر احساسیه تا عقلانی؛ و اگر فکر کنید چیز ناعادلانه‎ای در کاپیتالیسم وجود داره، نظرتون عوض می‌شه. پس بریم ببینیم کی، چقدر، چگونه پول درمی‌آره؟

فکر کنید در گرمای چهل‌درجۀ تابستون، آب جوش بردارید و برید در بازار شلوغ شهر چایی بفروشید. وقتی داد می‌زنید «چایی»، مردم فکر می‌کنند دیوونه‌اید! احتمالاً بدون اینکه پولی دربیارید، برمی‌گردید خونه. فرداش یخ و شربت می‌برید و جای چای شربت خنک می‌فروشید ــ به نصف روز نرسیده شربت و یخ تموم می‌شه و پول خوبی درمیارید. فکر می‌کنم این واقعیت و این مثال به حدی ساده‌ست که هر نوجوونی هم متوجه می‎شه و می‌پذیره. هیچ چیز نامعقولی هم در این سازوکار وجود نداره: تولید از شما، خرید از مصرف‌کننده؛ تصمیم‌گیرنده کیه؟ مصرف‌کننده. شما بهترین چای عالم رو ظهر تابستون عرضه کنید، خریدار نداره؛ و بهترین شربت عالم رو اگر در سرمای استخوان‌سوز عرضه کنید، باز خریدار نداره. همه‌چیز کاملاً معقوله.

کل اقتصاد بازار آزاد، با همۀ عظمت و پیچیدگی‌ بی‌کرانش تابع همین قاعدۀ ساده‌ست: مصرف‌کننده تعیین می‌کنه چه چیزی، چه مقدار، با چه کیفیت و قیمتی تولید بشه. تولیدکننده با پیروی از تمایلات مصرف‌کننده پول درمیاره. چه در تولید کالاهای آمادۀ مصرف، چه در تولید کالاهای نیمه‌آماده، و چه تولید مواد اولیه، دقیقاً همین اصل تعیین‌کننده‌ست. وضعیت شرکت معدن با چای‌فروش بازار، و وضعیت شرکت پتروشیمی با شربت‌فروش بازار فرقی نداره؛ فقط سطح اقتصادی‌شون متفاوته.

تولیدکنندگان در صنایع مختلف (یعنی همون آدم‌های توی بازار داغ) به انواع تولیدات پتروشیمی (شربت) نیاز دارند. در این بین سراغ محصولاتی می‌رن که ارزان‌تر و باکیفیت‌تر تولید شده باشد تا خودشون بتونن در رقابت سخت موجود، کالاهای ارزان‌تر و باکیفیت‌تری تولید کنند. چرا؟ چون باز پول در جیب مصرف‌کننده‌ست و مصرف‌کننده رو نمی‌شه گول زد، بلکه باید متقاعدش کرد این کالا قیمت و کیفیت مناسب‌تری نسبت به بقیۀ محصولات داره.

حالا برمی‌گردیم به پرسش اول: چه کسی بیشتر پول درمی‌آره؟ اونی که در گرما شربت (بهتر و ارزون‌تری) می‌فروشه؛ یعنی تولیدکننده‌ای که کالای مورد نیاز مصرف‌کننده رو به قیمت مناسب و با کیفیت قابل‌قبول عرضه می‌کنه. هر قدر یک نفر این کار رو بهتر انجام بده، درآمد بیشتری خواهد داشت.

خوشبختانه یا متأسفانه در اینجا یک پرسش مثل تیغ گیوتین بر گردن واقعیت فرود می‌آد. چه پرسشی؟ این پرسش: آیا این نظم عادلانه‌ست؟ اتفاقاً این پرسشِ اصلی، اساساً پرسش نادرستیه. عدالت مفهومی تعریف‌نشده‎ و انتزاعیه، اما ما در اینجا با امور عینی و واقعی روبروییم. چون هیچ تعریف مشخصی برای عدالت نداریم، تازه مجبوریم یک تعریف برای عدالت بسازیم و هیچ موقع هم سرش به توافق نمی‌رسیم؛ به خصوص اگر بگیم عدالت یعنی «برابری»، مجبور به ناعادلانه‌ترین رفتارها خواهیم شد.

مسئله اینه‌که این قانون بازار که شرح دادم زندگی بشر رو با سرعتی بی‌همتا بهبود می‌بخشه. شاید من به این بگم عدالت. و شاید کسی این رو عدالت ندونه، اما نه من می‌تونم او رو متقاعد کنم این عدالته، و نه او می‌تونه من رو متقاعد کنه عدالت چیز دیگه‌ست. اما می‌تونیم سر این توافق کنیم که این قانونِ بازار می‌تونه زندگی بیشترین شمارِ ممکن از انسان‌ها رو به سریع‌ترین نحو بهبود ببخشه.

در این نظم بازاری، بعضی به عرش می‌رسند، بعضی نسبتاً موفقند و بعضی موفقیت کمتری دارند؛ بعضی هم شکست می‌خورن. مثلاً منِ نویسنده می‌تونم بگم هیچ موقع در زندگی‌م اندازۀ یک فلافل‌‌فروش درآمد نخواهم داشت (این وضعیتِ وجودی، یکی از دلایل اصلی دشمنی روشنفکران با کاپیتالیسمه — اما خوشبختانه من روشنفکر نیستم). می‌تونم بگم من این‌همه کتاب خوندم و نوشتم! آخرش این؟! بله! آخرش این. چون این نظم در نهایت به نفع همه‎ست، از جمله من — و واقعا فلافل حیاتی‌تر از کتابی ۱۲۰۰ صفحه‌ای دربارهٔ فاشیسمه.

در نظم بازار درآمدها یکسان نیست، چون مصرف‌کنندگان نیازهای متفاوتی دارند و مقادیر متفاوتی پول حاضرند برای نیازشون بدن. درآمد تأمین کتاب، از درآمد تأمین فلافل کمتره. این واقعیته و با دستکاری بازار، نه حال من بهتر می‌شه، نه حال دیگران ــ بلکه همه با هم وضعمون بدتر می‌شه.

هر تلاشی برای دستکاری این نظمِ خودجوش (یعنی نظمِ شربت‌فروشی در گرما: نظمی که خواست مصرف‌کننده و توانایی در تأمین نیازهاش ملاک درآمده) به نتایج معکوس منجر می‌شه. چرا چپ همیشه نیرومند بوده و خواهد بود؟ چون پذیرش این واقعیت برای انسان‌ها سخته؛ برای همه! حتی برندگانِ بازار حس می‌کنند با شکستن این نظم درآمد بیشتری خواهند داشت.

مهدی تدینی

لینک کوتاه: https://bit.ly/4wnFOuE

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

امپراتوری که بدون غرب‌ستیزی، ژاپن را ژاپن کرد

cafeliberal

پیشینه ظهور مفهوم اقتصاد سبز

cafeliberal

دلار چند تومان می‌تواند باشد؟

cafeliberal

اقتصاد در پسا جمهوری اسلامی / گفتگو با دکتر حسن منصور

cafeliberal

«وطن درون ماست»

cafeliberal

نسخه کامل مناظره موسی غنی‌ نژاد مدافع اقتصاد آزاد با مسعود درخشان طرفدار اقتصاد اسلامی

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید