کافه لیبرال

جهان بر ساخته بر دروغ،نقطۀمشترک نظامهای توتالیتر

نظامهای توتالیتر،همانند سایر مدلهای حکومتی علیرغم وجوه ظاهری دینی و مذهبی ویا الحادی انها با یکدیگر  اما دارای نقاط مشترک هستند که اگاهی از انها میتواند نقاب دروغ و ریا ونیرنگ را از چهره انها بردارد.

از نظر هانا آرنت و خاصه در کتاب مهم او «زندگانی در عصر ظلمت،» شاید٬ زادن و زیستن انسان٬  در دست سرنوشت باشد  ولی مقابله با زندگی و حقایق نهفته در زندگی و انتخابِ نحوهِ زیستن در آن به انتخاب  افراد است! از نظر وی زیستن در هر عصری هرچند ظلمانی از شخص انسانی رفع مسئولیت نمیکند!

کتاب زندگانی در عصر ظلمت بیان زندگانی کسانی است که اثبات نمودند که علیرغم حاکمیت تیره و تار دوران ظلمانی٬ انها با تکیه بر اراده و فهم خود   اجازه ندادند تا تعلقشان به هیچ حزب وعقیده ومذهبی ،توانایی آنها را اندیشیدن و داوری مستقل محروم و یا مخدوش نماید . و یا آنکه سرکوب سیستماتیک توتالیتر،  میل انسانی آنها از فهم آزاد ورابطه انسانی با دیگران محرومشان نماید.

از نظر آرنت یاس, در نظامهای توتالیتر ,آنگاه بر شخص مستولی میشود و او را مرعوب و زمینگیر  میکند که او قبلا مرعوب آن شده باشد.

به هر حال آشنایی کسان و مردمی که در نظام‌های توتالیتر زندگی میکنند و تجربه تلخ آنرا لمس مینمایند،  با تجارب و ادبیاتی که سعی در افشای چهره و منطق نظامهای توتالیتر را  دارند. کمک‌شایانی برای مواجه با این نظامها و مقاومت در برابر آنها و مرعوب نشدن در مقابل آنها ایحاد مینماید.

⬛️لشک‌کولافسکی، در کتاب جریانهای اصلی در مارکسیسم در مورد  اتحاد جماهیر شوری می‌نویسد:

هدف توتالیتر٬  نابودی تمام شکلهای حیات اجتماعی است که‌خارج از حیطه حاکمیت است.

و این هدف از طریق ‌جدا سازی آدمیان‌ از هم و جایگزینی آن در قالب رابطه بی واسطه مردم  با حاکمیت و تبدیل آنها به ابزار ساده در دست حکومت انجام میشود!

شهروندان،در نظام توتالیتر همگی و بطور بی واسطه،  متعلق به دولت هستند. و نباید به هیچ چیز دیگری و لو ایدئواوژی دولت وفادار باشند.

هدف تصفیه های بزرگ‌ در دوران حاکمیت استالین و نظام توتالیتر برساخته او ،نابودی پیوندهای ایدئولوژیکی بود که هنوز در حزب باقی مانده بودند .

و هدف متقاعد نمودن اعضای حزب این‌بود که هیچ چیز دیگری جز دستورات از  بالا وجود ندارد.

و آنان را هم مانند بقیه جامعه‌ به توده‌های از هم گسیخته و ناتوان تبدیل کنند .و این برنامه ادامۀ همان منطقی بود که‌با‌ نابودی تمام احزاب و سازمانهای مستقل و نهادها و مطبوعات ،مذهب ،فلسفه،هنر  و حتی نابودی کلیه فراکسیونهای درون حزب اغاز شده بود.

اما چه شده که جامعه شوروی از مقاومت در برابر توتالیتر عاجز شده بود؟

حزب ،دیگر توان سازماندهی مستقل  و جدای از دستگاه حاکمه را نداشت.حزب به مجموعه ای از افراد منزوی تبدیل شده بود.

اختناق کامل و سیستماتیک درهمه جا حاکم بود.

پلیس در زندانها تاکید داشت تا مردمِ بازداشت شده حتما بر علیه خودشان اقرار کنند و جعل امضایی هم صورت نمی‌گرفت.

ودر نتیجه،قربانیان،شریک جرم و جنایاتی می‌شدند که علیه خودشان رخ داده بود.

و همه اعم از شکنجه گر و شکنجه شونده در جنبش فراگیر جعل ودروغ نقش برعهده می‌گرفتند.

زیرا هرکس را میتوان با شکنجه‌ وادار به اقرار نمود.

◼️در نظام استالینی،هم شکنجه کننده وهم شکنجه شونده اطلاعاتشان دروغ است.

اما برآن پافشار بودند.زیرا با این کار به ساختن یک جهان‌ ایدئولوژکی و غیر واقعی کمک می کردند.جهانی که با دروغ همه گیر ساخته شده بود.

📚لشک کولافسکی.جریانهای اصلی در مارکسیسم-

✍🏼امیر مسعود

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

چند قطعه کوتاه از باروخ اسپینوزا

cafeliberal

5 نشانه که انسان هنوز در حال فرگشت (تکامل) است

cafeliberal

چگونه سوسیالیسم می تواند کشوری را به فروپاشی کامل اقتصادی و اجتمایی برساند؟

cafeliberal

جورج اوروِل، در باب چراییِ نگارشِ رمانِ ۱۹۸۴

cafeliberal

مرمت تابلوی اعلانات دوران سلجوقی؟ -وضعیت سفر توریست های ایرانی به ترکیه؟-کاخ مرمرمحل عیش آقایان

cafeliberal

چرا اندیشه ها در ایران امروز به تغییر نمی انجامند؟!

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader