کافه لیبرال

در علل لیبرالیسم ستیزی روشنفکران

اگر چه در مواجهه با لیبرالیسم،مواضعی فلسفی به مثابه نقد و حتی برابرنهاد اقامه میشود،اما این همه ی ماجرا نیست،و میتوان از دلایل دیگری نیز یاد کرد، که ارتباط مستقیمی با متنِ نظریه ندارند اما گرایش های لیبرال ستیزانه را سبب میشوند.

لیبرال ستیزی در میان قشر روشنفکر،علت های چندگانه ای دارد که نمیتوان آنها را الزاما به یک یا چند دلیل خاص تقلیل داد و خلاصه کرد.

در این نوشتار،تلاش شده تا با تکیه بر پیشگفتار مردیها بر کتاب وزینِ ریموند بودن،به مواردی اشاره ای دوباره شود.

▪️گاهی روشنفکران لیبرال ستیز هستند چون در رقابت با صاحبان مسند سیاسی قرار می گیرند.

دوستدار قدرت اند اما فاقد آن هستند؛ میشوند قدرتمندانِ بی مسندی که به خاطر نبود حمایت قانونی،اداری و پلیسی،تبدیل به مسندشکن و مسندستیز می شوند.

▪️روشنفکران لیبرال ستیز اند،چون آن را میانمایه و بی رنگ می بینند.شوری و شری ندارد،اهداف بلندی از جنس آرمان خواهی های هدفمند و پرجنب و جوش در سر ندارد و هیجان و طمطراقِ مخاطره ی آن،مانند نظریه های رقیب نیست.

جنس تعالی و تحول در آن عموما یکباره و انقلابی نیست و درمجموع ویترینی کسالت آور دارد و چه بسا حافظ وضع موجود خوانده شود.

▪️روشنفکران لیبرال ستیز اند،چرا که لیبرالیسمِ مبتنی بر بازار آزاد،به کام آنها نیفتاده ست.

در می یابند که بسیاری هم سن و سال ها و هم‌ دوره ها،وارد مشاغل پول ساز شده اند،اما روشنفکری که به سبب عقل و هوش و کوشش علمیِ بیشتر، خود را شایسته تر از توده میداند،همچنان گرفتار مشکلات مادی در گذران روزمرگی ست.

با این تحلیل،بنظر می آید که احتمالا اگر وزنه ی بازار آزاد به سمت روشنفکر بغلتد تا خریدار بیشتری برای کالای خود داشته باشد،نان و نوایی بهم میخورد و نقد به خودیِ خود ملغی میگردد.

▪️روشنفکرانی لیبرال ستیزاند،چرا که اساسا فضای روشنفکری و محافلِ مربوطه،به همین عنوان نامبردار شده اند و عملا قاعده ی بازی را چنین دریافته اند.

آنکه قصد ورود به این محافل را در سر می پروراند،دیر یا زود می فهمد که شرط پذیرش و بقا در سخن همخوان است.

اگرچه شورش علیه متن،در ابتدای مسیر،یک فیگور منتقدانه را به ارمغان می آورد،اما به مرور و در خلال این هم نشینی ها،ارزش های نهادینه شده تبدیل به آرمانی درونی و ماندگار میشود،بی آنکه پیش از قوام و دوام،مقولات در فاهمه به ادراک درآمده باشند.

▪️روشنفکر لیبرال ستیز است چرا که بر خلاف اکثریت سیاست مداران و کارآفرینان که از لایه های مرفه اجتماع برخواسته اند و برتری خود را دائما بازتولید میکنند، اغلب از لایه های متوسط تر و حامی لایه های کمتر مرفه جامعه ست ،که سرمایه اجتماعی خود را با حضور در همین سطوح فراهم آورده ست.

از همین روست که مانند بیشترینه ی طبقه متوسط و زیرمتوسط،خود را نیازمند دولتی حمایتگر می بیند که در نظم لیبرال،چنین مطلوبی ارزانی نمیشود و عملا لیبرالیسم را نماینده ی اعیان و اشراف در می یابد.

▪️روشنفکری که در پی ایجاد دنیای عادلانه و انسانی،خواهان زدودن هرگونه بیداد و نابرابری ست،و جهان مطلوب خود را در بهشتی از کرامت انسانی و حقوق برابر تصور میکند،حتما با نظمی که اقتصادش مبتنی بر رقابت آزاد و سیاست اش حمایت پنهان از برندگان رقابت است به مخالفت بر خواهد خواست.

در لیبرالیسمی که تراکم ثروت و انباشت سرمایه «به هر قیمتی» ست و انسان گرگ انسان است،چرا اصلا روشنفکر باید لیبرال ستیز نباشد؟

✍🏼مهدی سروشا

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

فریدون آدمیت؛ تاریخ‌نگار و پژوهشگری که جهانی می‌اندیشید و ایرانی می‌نوشت

cafeliberal

خاورمیانه جهنم می‌شود ؟

cafeliberal

آیا شما فاشیست هستید؟، یوآل هراری

cafeliberal

هگل سم است! مصاحبه با استیون هیکس

cafeliberal

خداباوریِ انیشتین و اسپینوزا!

cafeliberal

مکتب اقتصادی اتریش چگونه به محیط زیست می‏نگرد؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader