38.7 C
تهران
سه‌شنبه 27 مرداد 1405 برابر با 2585 شاهنشاهی
کافه لیبرال

حقوق طبیعی و حقوق مالکیت؛ با خدا یا بدون خدا، مورای روتبارد

▪️فیزیوکرات‌ها نه‌تنها به‌طور کلی از مدافعان سازگار و پایدار اصل «آزادی اقتصادی» (Laissez-faire) بودند، بلکه از عملکرد بازار آزاد و نیز از حقوق طبیعی انسان و مالکیت نیز حمایت می‌کردند. جان لاک و جنبش لِوِلِرها (Levellers) در انگلستان، مفهوم نسبتاً مبهم و کلیِ قانون طبیعی را به مفاهیم روشن، دقیق و کاملاً فردگرایانهٔ حقوق طبیعی هر انسان تبدیل کرده بودند. اما این فیزیوکرات‌ها بودند که برای نخستین بار مفاهیم حقوق طبیعی و حقوق مالکیت را به‌طور کامل بر اقتصاد بازار آزاد تطبیق دادند. از این نظر، می‌توان گفت آنان کار جان لاک را تکمیل کردند و اندیشهٔ لاکی را به‌طور کامل وارد علم اقتصاد ساختند.

▪️فرانسوا کنه (Quesnay) و دیگر فیزیوکرات‌ها، همچنین تحت تأثیر برداشت رایج عصر روشنگری از قانون طبیعی قرار داشتند؛ برداشتی که بر اساس آن، حقوق فرد بر جان و مال خود، عمیقاً در مجموعه‌ای از قوانین طبیعی ریشه داشت که آفریدگار آن‌ها را وضع کرده بود و انسان می‌توانست با اتکای به عقل خود آن‌ها را کشف کند.

▪️از این رو، نظریهٔ حقوق طبیعی در قرن هجدهم را می‌توان نسخه‌ای پالایش‌یافته از نظریهٔ قانون طبیعی در فلسفهٔ مدرسیِ قرون وسطی و پس از آن دانست. تفاوت مهم این بود که اکنون حقوق طبیعی کاملاً ماهیتی فردگرایانه یافته بود و دیگر به جامعه یا دولت تعلق نداشت؛ همچنین قوانین طبیعی، از طریق عقل انسانی قابل شناخت تلقی می‌شدند.

▪️هوگو گروتیوس، متفکر پروتستان هلندی قرن هفدهم که در واقع ادامه‌دهندهٔ سنت مدرسی پروتستان و به‌شدت متأثر از متفکران مدرسی متأخر اسپانیایی بود، نظریه‌ای دربارهٔ قانون طبیعی ارائه کرد که با جسارت اعلام می‌کرد اعتبار این قوانین، مستقل از این پرسش است که آیا خدا آن‌ها را آفریده است یا نه.

▪️ریشه‌های این اندیشه را می‌توان در آثار سنت توماس آکویناس و برخی از مدرسیان متأخر کاتولیک یافت، اما هیچ‌گاه پیش از گروتیوس این دیدگاه تا این اندازه روشن و صریح بیان نشده بود.

▪️یا به بیان مسئله‌ای که از زمان افلاطون ذهن فیلسوفان سیاسی را به خود مشغول کرده بود: آیا خداوند خیر را دوست دارد، چون ذاتاً خیر است؟ یا چیزی خیر محسوب می‌شود، صرفاً چون خدا آن را دوست دارد؟

▪️پاسخ نخست همواره پاسخ کسانی بوده است که به حقیقت عینی و اخلاق عینی باور دارند؛ یعنی معتقدند خوبی و بدی اشیا بر اساس قوانین عینی طبیعت و واقعیت تعیین می‌شود. پاسخ دوم، متعلق به ایمان‌گرایانی (فیدئیست‌ها) است که معتقدند هیچ حق یا اخلاق عینی وجود ندارد و تنها ارادهٔ کاملاً اختیاری خداوند ــ آن‌گونه که در وحی بیان شده است ــ می‌تواند تعیین کند چه چیزی برای انسان خوب یا بد است.

▪️دیدگاه گروتیوس، بیان نهایی موضع عقل‌گرایانه و عینیت‌گرایانه بود؛ زیرا از نظر او قوانین طبیعی از طریق عقل انسان قابل کشف‌اند. جنبش روشنگری قرن هجدهم نیز در حقیقت، بسط و گسترش همین چارچوب فکری گروتیوسی بود.

▪️روشنگری، افزون بر گروتیوس، از اندیشه‌های نیوتن نیز الهام گرفت؛ از جمله تصویر او از جهان به‌عنوان مجموعه‌ای هماهنگ از قوانین طبیعی که با دقتی شگفت‌انگیز ــ هرچند نه الزاماً به‌صورت کاملاً مکانیکی ــ با یکدیگر تعامل دارند.

▪️اگرچه گروتیوس و نیوتن، همچون تقریباً همهٔ مردم عصر خود، مسیحیانی مؤمن بودند، اما اندیشهٔ قرن هجدهم با تکیه بر مقدمات فکری آنان، به‌آسانی به «دئیسم» (خداگرایی طبیعی) گرایش یافت؛ دیدگاهی که در آن خداوند، به‌عنوان «ساعت‌ساز بزرگ» یا آفرینندهٔ جهان، پس از خلق نظام قوانین طبیعی، از صحنه کنار می‌رود و جهان را وا می‌گذارد تا بر اساس همان قوانین به کار خود ادامه دهد.

▪️با این حال، از دیدگاه فلسفهٔ سیاسی، تفاوت چندانی نداشت که کنه و دیگر فیزیوکرات‌ها (از جمله دوپون که پیشینه‌ای هوگونو داشت) کاتولیک باشند یا دئیست؛ زیرا با توجه به جهان‌بینی مشترکشان، نگرش آنان به قانون طبیعی و حقوق طبیعی در هر دو حالت یکسان باقی می‌ماند.

▪️مرسیه دو لا ریوییر در کتاب «نظم طبیعی» (L’Ordre naturel) توضیح می‌دهد که طرح کلی آفرینش خداوند، قوانینی طبیعی برای ادارهٔ همهٔ موجودات فراهم کرده است و انسان نیز بی‌تردید از این قاعده مستثنا نیست.

▪️انسان تنها باید با استفاده از عقل خود، شرایطی را که بیشترین سعادت را برای او فراهم می‌آورد بشناسد و همان مسیر را دنبال کند. تمامی رنج‌ها و نابسامانی‌های بشر، نتیجهٔ ناآگاهی از این قوانین یا سرپیچی از آن‌هاست.

▪️در طبیعت انسان، حق حفظ بقا مستلزم حق مالکیت است. همچنین، اگر انسان مالک محصولی باشد که از زمین به دست آورده است، این امر مستلزم آن است که خودِ زمین نیز در مالکیت او باشد.

▪️اما حق مالکیت، بدون آزادی استفاده از آن، بی‌معنا خواهد بود؛ از این‌رو، آزادی نیز از حق مالکیت سرچشمه می‌گیرد.

▪️انسان‌ها به‌عنوان موجوداتی اجتماعی شکوفا می‌شوند و از طریق تجارت و مبادلهٔ مالکیت، بیشترین میزان سعادت را برای همگان فراهم می‌کنند. افزون بر این، از آنجا که توانایی‌ها و استعدادهای انسان‌ها ذاتاً گوناگون و نابرابر است، نابرابری در شرایط زندگی به‌طور طبیعی از حق برابر هر فرد بر آزادی پدید می‌آید. از این رو، به گفتهٔ مرسیه، حقوق مالکیت و بازار آزاد، نظمی اجتماعی را شکل می‌دهند که طبیعی، بدیهی، ساده، تغییرناپذیر و در جهت تأمین سعادت همگان است.

▪️چنان‌که کنه در رسالهٔ «حقوق طبیعی» (Le Droit naturel) می‌نویسد:

«هر انسان، حق طبیعی دارد که آزادانه از استعدادها و توانایی‌های خود بهره گیرد، مشروط بر آنکه از آن‌ها برای زیان رساندن به خود یا دیگران استفاده نکند. این حق آزادی، به‌طور منطقی، مستلزم حق مالکیت نیز هست.»

از نظر او، تنها وظیفهٔ حکومت، پاسداری از همین حق است.

▪️بسیاری از فرمانروایان اروپا یا شیفتهٔ این آموزهٔ نوظهور فیزیوکراسی شده بودند یا دست‌کم کنجکاوی فراوانی نسبت به آن داشتند و می‌کوشیدند مستقیماً از نظریه‌پردازان اصلی آن دربارهٔ این مکتب آگاهی یابند.

▪️روزی ولیعهد فرانسه (دوفن) نزد کنه از دشواری‌های پادشاه بودن شکایت کرد. پزشک در پاسخ گفت که در حقیقت، حکومت کردن بسیار ساده است.

ولیعهد پرسید:

«پس اگر شما پادشاه بودید، چه می‌کردید؟»

▪️دکتر کنه با صراحت، سادگی و روحیه‌ای کاملاً آزادی‌خواهانه پاسخ داد:

«هیچ کاری.»

▪️ولیعهد که شگفت‌زده شده بود، گفت:

«پس چه کسی حکومت خواهد کرد؟»

کنه پاسخ داد:

«قانون.»

▪️منظور او قانون طبیعی بود؛ پاسخی که هرچند دقیق و منطبق با دیدگاه او بود، اما بی‌تردید برای ولیعهد چندان رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسید.

▪️پاسخی مشابه نیز برای کاترین کبیر، امپراتریس تمام روسیه، چندان خوشایند نبود. او مرسیه دو لا ریوییر، حقوقدان و فرماندار پیشین مارتینیک، را به دربار خود فراخواند تا شیوهٔ حکومت‌داری را به او بیاموزد.

▪️وقتی امپراتریس از او پرسید که این «قانون» بر چه اساسی باید استوار باشد، مرسیه پاسخ داد:

«تنها بر یک چیز، بانو؛ بر طبیعت اشیا و طبیعت انسان.»

▪️کاترین دوباره پرسید:

«اما در این صورت، یک پادشاه چگونه می‌تواند بداند چه قوانینی باید برای مردم وضع کند؟»

▪️مرسیه با لحنی قاطع پاسخ داد:

«بانو، وضع یا آفرینش قانون، کاری نیست که خداوند آن را به هیچ انسانی واگذار کرده باشد. انسان چیست که گمان کند می‌تواند برای موجوداتی که حقیقت وجودشان را نمی‌شناسد قانون وضع کند؟»

▪️او سپس افزود که علم حکومت‌داری در این است که انسان قوانینی را مطالعه و شناسایی کند که خداوند هنگام آفرینش انسان، آن‌ها را آشکارا در سرشت و ساختار وجود او حک کرده است.

▪️مرسیه در پایان هشداری مهم نیز داد:

«کوشش برای فراتر رفتن از این قوانین، مصیبتی بزرگ و اقدامی ویرانگر خواهد بود.»

▪️کاترین کبیر، هرچند با احترام رفتار کرد، اما آشکارا از این پاسخ‌ها خشنود نبود. او با لحنی کوتاه و سرد گفت:

«آقا، از شنیدن سخنان شما بسیار خرسند شدم. روز خوش.»

🗽@andishee_noo🍃

📝یادداشت:

۱. نقل به مضمون از هنری هیگز، The Physiocrats (۱۸۹۷)، نیویورک: انتشارات لنگلند، ۱۹۵۲، ص. ۴۵.

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

رکورد سرقت

cafeliberal

شور آزادی، بنژامن کنستان

cafeliberal

سوسیالیسم، گرگی در لباس گوسفند

cafeliberal

آزادی بیان؟ در کجا؟

cafeliberal

انواع مداخلات دولت، مورای روتبارد

cafeliberal

چند نکته در مورد اعلام آمادگی شاهزاده رضا پهلوی

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید