33.7 C
تهران
یکشنبه, ۱۵ شهریور , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

دموکراسی وسیلۀ شایسته‌سالاری نیست، وسیلۀ صلح است

مقدمه:
سوءتفاهم دربارۀ دموکراسی یکی از شایع‌ترین سوءتفاهم‌ها در حیات سیاسیه. مشکل اینه‌که بسیاری دقیقاً نمی‌دونند کارکرد دموکراسی چیه. وقتی هم جامعه‌ای ندونه کارکرد دموکراسی چیه، انتظارات اشتباهی ازش داره، در نتیجه نقش‌آفرینی اشتباهی در نظم دموکراتیک می‌کنه و بعید نیست نهایتاً خیلی زود از دموکراسی دلسرد بشه و بکشه کنار یا به خیل دشمنان دموکراسی بپیونده — که این فرایند هم مشکلات آتی جامعه رو بیشتر می‌کنه. پس فهم درست دموکراسی یک عنصر سرنوشت‌‌سازه.

یه انتظار نابجایی که برخی از دموکراسی دارند، اینه‌که فکر می‌کنند دموکراسی یک شیوۀ حکمرانی برای به کرسی نشاندن شایسته‌ترین‌هاست. مگه غیر از اینه‌که جماعتی دو سه سال یک بار در جریان انتخابات شدیداً با هم رقابت می‌کنند تا و یک نفر یا گروه برنده بشه؟ مگه خروجی رقابت، پیروزی فرد شایسته‌تر نیست؟ خب حتماً این فرد برنده بهتر از بقیه بوده دیگه؟ غیر از اینه؟ یعنی این‌همه بساط رقابت حزبی و کشکمش اجتماعی قراره تهش منجر به این بشه که یک فرد نالایق برنده بشه؟ مگه می‌شه؟

بگذارید به جای جواب کلی و قاطع، یک پاسخ محتاطانه به این پرسش بدیم: ما نمی‌تونیم با اطمینان بگیم سیستم دموکراتیک افراد شایسته رو بالا می‌آره. در موفقیت و شکست افراد در نظم دموکراتیک عواملی مؤثره که هم اجازۀ پیروزی افراد لایق، هم متوسط و هم نالایق رو می‌ده. همین هم باعث می‌شه اصلاً شک کنیم به اینکه آیا این سیستم برای برکشیدن شایستگانِ یک جامعه‌ست؟ یک فرد نالایق و حتی شرور با رعایت پاره‌ای اصول می‌تونه خودش رو اتفاقاً با سازوکارهای کاملاً دموکراتیک در مناصب بالای سیاسی حفظ کنه. یعنی شاید بتونیم بگیم در این سیستم شایسته و نالایق شانس برابر دارند.

اگر تا اینجا رو پذیرفته باشید، حتماً می‌پرسید: خب! تکلیف چیه؟ دموکراسی بده؟

نه، قرار نیست چنین نتیجه‌ای بگیریم. قراره بدونیم چه انتظاری باید از دموکراسی داشته باشیم. شاید یک حکومت غیردموکراتیک به خاطر موفقیت خودش موفق بشه افراد شایستۀ بیشتری رو بالا بیاره تا یک حکومت دموکراتیک، و برعکسش هم ممکنه: ممکنه یک حکومت غیردموکراتیک برای سرکوب اکثریت مخالف به هر رذلِ فرصت‌طلب و ناشایستی پر و بال بده و شایستگان رو له کنه. می‌شه این مقایسه رو ادامه داد و پرسید احتمال شایسته‌سالاری در کدوم سیستم بیشتره؟ ولی اجازه بدید ازش بگذریم و به دو نکتۀ اصلی حرفم برسیم:

یک:
کارکرد واقعی دموکراسی گزینش شایستگان نیست، بلکه ایجاد صلح، یعنی همزیستی مسالمت‌آمیز، در جامعه‌ست. دموکراسی مجموعه‌ای از قواعد بازیه که جامعه سرش توافق می‌کنه تا تنش بین دولت و ملت به حداقل ممکن برسه؛ دموکراسی روشی برای جلوگیری از شورش، انقلاب و جنگ داخلیه. دموکراسی ابزار وزن‌کشی اجتماعیه: خواست جامعه به روش‌های دموکراتیک به سطح رهبری سیاسی و ادارۀ کشور منتقل می‌شه. از این طریق، واگرایی بین دولت و ملت — که منشأ تنشه — به حداقل می‌رسه. از این لحاظ، دموکراسی یک امر ضروریه که همه باید بهش تن بدن ــ اما باز باید تأکید کرد که دموکراسی به دلیل ماهیتش، می‌تونه معایب زیادی داشته باشه. پس دموکراسی رو باید پذیرفت، اما از معایبش غافل نبود؛ از جمله اینکه نباید از دموکراسی چندان انتظار داشت بساط شایسته‌سالاری باشه، بلکه هر گروه برای پیروزی وارد انتخابات می‌شه و معمولا پیروزی در این بازی براش از بحث شایستگی مهمتره و به شایستگی فقط در این حد توجه می‌کنه که چقدر به پیروزی افکار خودش کمک می‌کنه.

از اینجا برسیم به نکتۀ مهمتر پایانی:

دو:
به طور کلی، مسیر تحقق شایسته‌سالاری سیاست و دولت نیست. راه ایجادِ جامعه‌ای شایسته‌سالار، از دولت و سیاست و احزاب نمی‌گذره، بلکه از بازار می‌گذره. بازار یعنی: گسترهٔ خارج از حیطۀ دستگاه بوروکراسی دولت که بر اساس سود و تأمین نیازهای مصرف‌کنندگان شکل گرفته و جریان داره. شما کافیه نگاهی به زندگی‌تون بندازید و ببینید چند درصد از نیازهاتون رو دولت تأمین می‌کنه و چند درصد رو بازار، و بعد کافیه بپرسید: آیا می‌شه سهم بازار رو اضافه و سهم دولت رو کم کرد؟

اگر دموکراسیِ واقعی به معنای انتخاب آزادانهٔ شایسته‌ترین خدمت‌کنندگان به مردم باشه، این دموکراسی واقعی نه در سیاست، بلکه در بازار وجود داره. بنابراین، راه تحقق شایسته‌سالاری ــ یعنی «جامعۀ شایسته‌سالار» ــ هم صرفاً از بازار می‌گذره. فریب، کلاهبرداری، دروغ، عوامفریبی و ساخت‌وپاخت و هر فساد دیگه‌ای (چیزهای رایج در هر نظم حکومتی، از جمله در دموکراسی)، در بازار کمتر از هر جای دیگری شانس بقا داره، چون در بازار بی‌رحمانه‌ترین و بی‌محاباترین رقابت وجود داره و در نتیجه فساد زودتر برملا و حذف می‌شه.

دعوای ما از اینجا شروع می‌شه: دیدگاه لیبرال کلاسیک از جمله به همین دلیل از نظم بازار آزاد (کاپیتالیسم) در برابر تعدیات دولت/سیاست/حکومت دفاع می‌کنه، چون حملات دولت، دولت‌گرایان و دولت‌پرستان (به ویژه از نوع چپ) بازار و در نهایت شایسته‌سالاری رو تخریب می‌کنه (و البته این فقط یکی از مصیبت‌هاییه که ایجاد می‌کنه؛ مصیبتی مهلک).

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:
دموکراسی سازوکار ضروری برای همزیستی مسالمت‌آمیزه، اما دربردارندۀ معایبیه و کمک اساسی هم به شایسته‌سالاری که لازمه پیشرفت و بهروزی یک ملته نمی‌کنه. پس انتظارات از دولت و سیاست رو باید به حداقل رسوند و از هر گونه بسط دولت باید جلوگیری کرد. در عوض باید از طریق نظم بازار آزاد ــ که چپ‌ها ازش هیولا ساختند، اما ابزار بهروزی حداکثری جامعه‌ست ــ اجازه داد شایسته‌ترین‌ها از طریق دموکراسی اقتصادیِ نهفته در بازار آزاد به بهترین نحو و به بیشترین میزان تأمین نیازهای مردم رو بر عهده بگیرند.

مهدی تدینی

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

طالبان تغییر نکرده، جامعۀ افغانستان تغییر کرده!

cafeliberal

«بازار، مادر فناوری»

cafeliberal

تفاوت بهای جان انسانها در دموکراسی و نظام توتالیتر

cafeliberal

حکایت آب گلالود و تئوری‌های توطئه

cafeliberal

بوسه‌های سوسیالیستی

cafeliberal

در دفاع از کاپیتالیسم

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید