گفتگو با سِر آیزایای برلین
برایان مگی : اشخاص غیر فیلسوفی که میخواهند فلسفه بخوانند از چیزی که تعجب میکنند و می رمند این است که می بینند بخش بزرگی از بحث های فلسفی درباره الفاظ و زبان است. آیا ممکن است به طرزی که مطلب را نزد افراد غیر متخصص توجیه کنید، توضیح بدهید که چرا این طور است؟
☑️آیزایا برلین : تا آنجا که بتوانم، کوشش خواهم کرد. فلاسفه امروز، یا دست کم بعضی از آنها، از این جهت که موضوع به مردم مربوط میشود به خودشان لطمه زده اند، چون مصّرانه میگویند که عمدتاً با زبان سر و کار دارند. مردم هم فکر میکنند لابد این کاری پیش پا افتاده است و فلاسفه به معنای مرد فرهنگ نویسان یا زبان شناسان با زبان سر و کار دارند و اگر اینطور باشد، مسلماً فرهنگ نویسان و اهل دستور زبان در این کار ماهر ترند. ولی در واقع فلاسفه حقیقتاً سر و کارشان با زبان است، چون معتقد اند که ما با استفاده از واژه ها فکر میکنیم و واژه خودش گاهی به معنای عمل و کردار است و بنا بر این برسی زبان مساوی با برسی فکر و حتی سراسر دیدگاه ها و طرز زندگی است. وقتی کسی با این مسائل دشوار فلسفی روبه رو میشود که پاسخ آشکاری ندارند، ممکن است برای شروع کار از خودش بپرسد: «این چگونه سوالی است؟ ما دنبال چه نوع جوابی میگردیم؟ ایا این سوال از فلان قسم است یا از قسم دیگر؟ آیا به امور واقع و آنچه هست مربوط میشود؟ یا سوالی مربوط به منطق و نسبت بین تصورات است؟ یا مخلوطی از این دو؟ یا هیچ کدام؟» سوا کردن تصورات و مقولات به این ترتیب کار نسبتاً مشکلی است؛ ولی همه فلاسفه خوب، صرف نظر از اینکه چه اسمی روی آنها بگذارند، این کار را کرده اند و میکنند. هیچ عیبی ندارد که نام آنها را نظم و سامان دادن به آشفتگی ها بگذاریم، البته سوای اینکه کسانی که متوجه نبوده اند یا سوء نیت داشته اند گمراه شده اند. این قبیل آشفتگی ها به آشفته فکری می انجامد و آشفته فکری هم به وحشیگری در عمل.
برایان مگی: اعتقادات نازی ها درباره نژاد از بسیاری آشفته فکری ها سرچشمه میگرفت، از جمله این قسم خاص آشفته فکری. این طور نیست؟
☑️آیزایا برلین: چرا، اینگونه آشفته فکری ها از پاره ای جهات منشا تجربی داشتند و از بعضی جهات نداشتند. خود تصور این که بعضی موجودات دون انسانی وجود دارند _ مانند يهودی ها یا کولی ها یا اسلاو ها یا سیاه ها یا هر کس دیگر، و این موجودات خطر وحشتناک برای جامعه ایجاد میکنند و بنابراین باید نابود شوند _ خود این اعتقاد هولناک بدون شک بعضاً از عقاید نادرست تجربی درباره ماهیت رفتار اینگونه زنان و مردان مایه میگرفت. منتها نکته اینجاست که این مسائل همه فلسفی است، نه تجربی: یعنی تصور چیزی دون انسانیت و اینکه دون بشر بودن یعنی چه و مقصود ما از کلمه «انسان» چیست و طبیعت انسان به چه معناست و چه چیزی فرد انسانی را می سازد و عالیتر و پستتر بودن چگونه چیزی است، و البته اینکه نتایج اینها کدام است و چه چیزی شکنجه کردن و کشتن «پست تر ها» را توجیه میکند. کسانی که شکایت دارند اینها مسائلی پیش پا افتاده است و چیزی جز برسی زبان و کاربرد زبان نیست، باید فکر کنند جان مردم در آن زمان به این چیزها بستگی داشت و هنوز هم دارد.
برایان مگی: بعضی از فیلسوفان زبان مدعی شده اند که به وسیله تحلیل نحو استفاده ما از زبان، ما را از افسون آن آزاد میکنند. به عبارت دیگر، کسی که افسون زده زبان است ماییم، نه آنها.
☑️آیزایا برلین: همین طور است. به عقیده من، این یکی از بزرگترین خدماتشان به بشر بوده است، و به این جهت کسانی که میخواهند نحو استفاده اولیه از زبان همچنان حفظ شود و می ترسند که مبادا تحلیل آن به تضعیف تاثیرش بینجامد، اینگونه فلاسفه را مردمی خطرناک میدانند. شاعر آلمانی، هاینه، میگفت فیلسوف آرام و ساکت را در کتابخانه اش نادیده نگیرید، چون او ممکن است بسیار قوی پنجه و قهّار باشد؛ اگر او را صرفاً آدمی فضل فروش سرگرم مشتی کارهای پیش افتاده بدانید، قدرتش را دست کم گرفته اید.
مگی، برایان (1978). مردان اندیشه، ترجمه فولادوند، عزت الله (1396). تهران: نشر ماهی
@cafe_andishe95

