▪️مقدمه
برخی گزارهها در ذهن جمعیِ یک فرهنگ و کشور یا حتی در ذهن بخش بزرگی از مردم جهان جا افتاده، بدون اینکه بررسی دقیقی دربارهش صورت گرفته و اثبات شده باشه: یعنی کسی دیگه چندان به این پرسشها فکر نمیکنه که اصلاً آیا این گزاره یا ادعا درسته؟ پیامدهاش چیه؟ مصادیقش چیه؟ تعریف دقیقش چیه؟
یکی از این گزارههای رایج رو در این نوشته با هم بررسی میکنیم تا ببینیم چه معانی نادرستی ممکنه در تاروپود درک عمومی نهفته باشه: «پول پول میآره». واقعاً پول پول میآره؟
به جای اینکه در این باره بحث نظری کنیم، پیشنهاد میکنم با یک مثال فرضی پیش بریم.
▪️با ده میلیارد چه میکنید؟
همین الان فرض کنید ده میلیارد تومن پول دارید. پس شما الان پول دارید، و طبق قاعدهای، باید به پول برسید، چون پول پول میاره. بریم ببینیم پول چطوری پول میاره. الان شما برای پول ساختن از پولتون چند کار میتونید بکنید:
▫️گزینۀ اول: پسانداز
گزینۀ اولتون اینه که این پول رو پسانداز کنید. البته پسانداز بدون سود در این تورم که عین حماقته! اون، زمانِ کمتورمِ طاغوت بود که میشد پول زیرفرش و در متکا پسانداز کرد. الان طبعاً باید بذارید بانک تا سود سپرده هم بگیرید. اما خب در تورم مزمن و حاد موجود، حتی این کار عین نابود کردن پوله. چون تورم از سودی که به پول تعلق میگیره، بیشتره. پس این پسانداز نیست، دوراندازه!
البته میتونید قیدِ سود رو بزنید و به جاش این پول رو به شیوۀ امنتری پسانداز کنید: مثلاً طلا، نقره، دلار یا ارز دیگهای که مطمئنه بگیرید. اینجوری پولتون سود نمیکنه، اما حداقل بدون ضرر پسانداز میشه.
این روش رو معمولاً کسانی باید انجام بدن که میخوان با پولشون کار خاصی انجام بدن، اما این پول هنوز کفایت نمیکنه و از طرف دیگه تمایلی هم ندارند ریسک کنند و این پسانداز رو به خطر بندازن.
نتیجهگیریِ گزینه اول: پس در حالت اول، پول نهتنها پول نمیآره، بلکه هنر بکنه ارزش خودش رو حفظ کنه؛ یعنی پول پول بمونه، خوراک بُز نشه.
▫️گزینۀ دوم: سرمایهگذاری
— سرمایهگذاری کمریسک:
در این شیوه شما میتونید ده میلیارد تومنتون رو به نحوی سرمایهگذاری کنید:
راه اول سرمایهگذاری در ملک و زمینه. زمین در واقع سرمایهگذاری بلندمدته. احتمالاً شما از این زمین هیچ اجارهای فعلاً نمیتونید بگیرید. این زمین هست تا شاید در آیندهای دور ارزشش افزایش پیدا کنه (شاید هم روزی ساختمانی درونش ساختید و کارهای دیگهای شاید کردید).
راه دوم اینهکه ملک بخرید (خونه یا مغازه) واجاره بدید. اینجوری یک مبلغ اجارۀ ماهانه دریافت میکنید. الان یک ملک که قیمتش ده میلیارد تومن باشه، اجارۀ چندان زیادی به همراه نمیآره. آب باریکهای خواهد بود ــ شاید ۱۵ تا ۳۰ میلیون در ماه (حوالیِ کف دستمزد ماهانه).
پس در این حالت هم چندان نمیشه گفت: پول پول میآره. پول زیادی گذاشتید و در قبالش مبلغی اجاره میگیرید. برای اینکه این اجاره چشمگیر باشه، باید خود ملک هم ارزش خیلی بیشتری داشته باشه. اما خب این رو هم باید در نظر گرفت که یک دارایی ماندگاری دارید و این اجاره میتونه یک مستمری بلندمدت برای شما بسازه.
پس در حالت سرمایهگذاری کمریسک هم باید گفت: پول یا فعلاً پول نمیآره و باید دید در آینده چه خواهد شد، یا اینکه پول اندکی میآره. در این حالت، بیش از اینکه حجم پولِ عایدشده چشمگیر باشه، دوام و ماندگاریش زیاده. در این حالت، پول فقط خودش رو پابهپای تورم حفظ میکنه و شاید مستمری بلندمدتی هم ایجاد کنه. شاید هم در بلندمدت خود ملک بیش از تورم رشد کرد.
— سرمایهگذاری پرریسک:
در سرمایهگذاری پرریسک، شما در چیزهایی مانند سهام سرمایهگذاری میکنید. فرق سرمایهگذاری پرریسک با سرمایهگذاری بدون ریسک یا کمریسک اینه که در اینجا سرمایهگذاری احتمال ضرر داره: یعنی ممکنه شما اصلاً ضرر کنید؛ پولتون نصف بشه! ممکنه ضررهای سنگین کنید و هیچ تضمینی هم وجود نداره که حتی یک قرون سود کنید. حتی ممکنه در طول دو سال سرمایهگذاری، ۱۰۰ درصد سود کنید، اما وقتی در نظر میگیرید، تورم در طول این دو سال روی هم بیش از ۱۰۰ درصد بوده، میفهمید ضرر کردید! و از کسی که طلا و دلار خریده هم عقب افتادید. یعنی حتی ارزش ده میلیاردتون رو نتونستید حفظ کنید و ده میلیاردتون الان ۹ یا ۸ یا حتی ۷ میلیارد میارزه.
شاید بگید… میشه روی فلزات و طلا و نفت و امثالهم سرمایهگذاری کرد. نه به این معنا که مقصودتون مثل گزینۀ اول پسانداز باشه، بلکه به این معنا که فراتر از حفظ ارزش پول، خود این کالاها و مواد اولیه نوسانهایی دارند. تلاش میکنید در این زمینه از نوسانگیری سود کنید.
بله، چنین گزینهای محتمله. این هم مثل سهام میمونه. انواعی از سرمایهگذاریهای پرریسک وجود داره. همۀ اینها با سرمایهگذاری در سهام فرقی نداره: سود و زیان هر دو محتمله.
پس: در سرمایهگذاری پرریسک هم هیچ تضمینی نیست پول پول بیاره: ممکنه پول بسوزه، ممکنه همون که هست بمونه و آدم از تورم جا بمونه، ممکنه سود کنه، ولی به تورم نرسه، و خب… بله، یک حالت هم اینه که آدم به اندازۀ کافی سود کنه.
پس در این حالت هم، هیچ تضمینی وجود نداره که پول پول بیاره ــ بلکه احتمال بیشتر ضرره.
▫️گزینۀ سوم: کسبوکار و تولید
گزینۀ سومی که دارید اینه که اون ده میلیارد تومن رو وارد کار یا تولید کنید: مغازهای اجاره کنید (یا بخرید) و کاری داخلش راه بندازید. یا مثلاً با کسی شریک بشید و کسبوکاری راه بندازید. یا اگر قبلاً کسبوکاری داشتید، الان اون ده میلیارد تومن رو هم از جای امن دربیارید و وارد ریسک کار و تولید کنید (یعنی وارد فضای ناامنِ گردش مالی کنید). ممکنه انواع ایدههای کسبوکار به ذهنتون برسه و بخواید با کمک این ده میلیارد اجرا کنید.
در این حالت هم هیچ تضمینی نیست این پول پول بیاره. برای اینکه این ده میلیارد سودآور باشه، به کار، ابتکار موفق، تلاش، دانش بازاری و کلی چیزهای دیگه، اعم از روابط کاری خوب و مهارت در کسبوکار، نیاز دارید. یعنی این پول فقط یکی از عوامله. در هر کدوم ضعیف باشید، ممکنه پول بسوزه.
حالا شاید هم بخواهید با اون ده میلیارد اصلاً یک خط تولید راه بیندازید. در این حالت به پرریسکترین روش ممکن عمل میکنید: پول رو خرج پایهگذاری کسبوکاری کردید که اصلاً وجود نداشته! در این حالت، همهچیز باید خوب پیش بره تا محصول شما دیده و خریده بشه. این از سختترین مسیرهاست و کمترین طرفدار رو هم داره. در اینجا شما علاوه بر پول و دانش و مهارت و پشتکار و تجربه، به قدرت ابتکار و از همه مهمتر، به شجاعت هم نیاز دارید. باید علاوه بر کلی عامل موثر، شجاعت این رو هم داشته باشید که تلاش کنید و ببازید — این ویژگی رو هیچ کدوم از کسانی که به سایر گزینهها رفتند، نداشتند.
بنابراین، در گزینۀ سوم هم احتمال اینکه پول پول بیاره هست، اما این پول رو باید اول انداخت در گردونهٔ بسیار پرخطر بازار و تولید و بعد امیدوار بود سودی حاصل بشه ــ تازه در این مورد هم، مثل سود سرمایهگذاری، هیچ چیز تضمینشده نیست: ممکنه سود کنید، ولی کمتر از تورم، ممکنه به لحاظ اسمی سود زیادی کنید، اما فقط چند درصد بیش از تورم سود کرده باشید. فقط درصد کمی احتمال داره که سود خوب و پایداری کنید و موفق بشید دهتون رو بیست، سی، پنجاه یا صد کنید.
▪️نتیجه: فرقی به اندازهٔ سوسیالیسم و کاپیتالیسم
در اینجا به پایان گزینههای شما میرسیم: با ده میلیارد همین کارهایی رو میشه کرد که برشمردم. اگر ده میلیارد بیست، سی، پنجاه یا صد میلیارد هم بود، گزینههای کلی فرقی نمیکرد؛ همینها بود.
حالا برگردیم به پرسش اصلی متن: آیا با این گزاره موافقید که «پول پول میاره». با اطمینان میشه گفت این گزاره غلطه. در واقع، گزارۀ درست اینه: «پول ممکنه پول بیاره». یعنی هیچ قطعیتی در کار نیست، و حتی ممکنه ضرر کنیم. بنابراین، بذارید دوباره این گزاره رو اصلاح کنیم: «پول ممکنه پول بیاره، ولی احتمال اینکه بسوزه و از بین بره بیشتره».
فرقِ بین این جمله «پول پول میاره» و این جمله «پول ممکنه پول بیاره، ولی احتمال اینکه بسوزه و از بین بره بیشتره»، انقدر زیاده که میتونم ادعا کنم فرقشون اندازۀ فرقِ سوسیالیسم با کاپیتالیسمه. این دو جمله، دو درک کاملاً متفاوت از اقتصاد رو در خودشون چکیده کردند. کسی که فکر میکنه «پول پول میآره»، هیچی از بازار آزاد و کاپیتالیسم نمیدونه، در حالی که اتفاقاً فکر میکنه فهمیده چه خبره؛ در حالی که داره سوسیالیستی فکر میکنه و تصور میکنه «سرمایه» کافیه. پس کافیه این سرمایه رو از دست مالک بگیریم و واگذار کنیم به عموم جامعه.
شما وقتی کسبوکارهای موفق رو میبینید، فقط نوک کوه یخ رو میبینید که بیرون از آبه. به ازای هر فردی که موفق شده، افراد زیادی باختند یا موفقیت کمی کسب کردند. به ازای هر کارآفرین موفق، هزاران کارآفرین ناموفق یا کمموفق وجود داره که اونها دیده نمیشن. اما فرد موفق، در رقابت با اینها تونسته به اون جایگاه برسه. مخالفان بازار آزاد و کاپیتالیسم ذهن شما رو فقط معطوف به برندهها میکنند و کل فرایند پول درآوردن رو هم که منوط به مجموعهای از عوامله، فقط ربط میدن به «پول داشتن» (سرمایه).
در اینجا، فرایندهای سخت و پرریسک تولید و کسبوکار، که مثل دزدیدن طلا از دهان اژدهاست، نادیده گرفته میشه و روایتی بچگانه و سادهشده از این فرایند ارائه میشه. نتیجهش چیه؟ اینهکه وقتی شما یک فرایند پیچیده رو به یک فرایند تکخطی و ساده تقلیل بدید، مدلهای جایگزینی هم که به راحتی میتونید ارائه کنید، هیچ کدوم در عمل کار نمیکنه. در حالی که حاضری مدل کارآمد رو به خاطر مدلهای خیالی خراب کنی.
مهدی تدینی
لینک کوتاه: https://bit.ly/3USZXLQ

