10.7 C
تهران
جمعه 11 آذر 1401 16:37
کافه لیبرال

هنرنماییِ پرشیا در ساحلِ آنتالیا

چند سالی است که شبکۀ تی. وی. پرشیا، در شهرهای دبی و آنتالیا مسابقات رقص برگزار می کند. این مسابقات معمولا سه داور دارد که مشهورترین شان؛ محمد خردادیان است. اگر کسی محمد خردادیان را نمی شناسد می تواند نام او را در سایت گوگل جستجو کند. در مقایسه با سایر برنامه های مشابه، دو ویژگی این برنامه را متفاوت کرده است: ابتدا شرکت کنندگان آنند که اکثر آنها ساکن ایرانند و از شهرهای کوچک و بزرگ کشورمان و تقریبا از همۀ طبقات اجتماعی(از کم درآمد تا پردرآمد) در این مسابقه حاضر شده اند و دیگر آنکه بر خلاف انتظار، نه تنها از نظر تعداد؛ بین دختران و پسران شرکت کننده در مسابقه تفاوتی وجود ندارد بلکه در برخی از قسمت ها؛ تعداد دختران بیش از پسران است.

در این برنامه، با هر شرکت کننده، قبل و بعد از اجرایش مصاحبه می شود. شرکت کنندگان حرف های دلشان را به سادگی بیان می کنند. همان حرف های معمولی که از نظر جامعه شناختی قابل توجه است. مثلا یکی از دختران برای پیروزی اش؛ به اهل بیت متوسل می شود، دیگری که از شهر مشهد در مسابقه شرکت کرده است از امام رضا(ع) یاری می طلبد، دیگری آرزو می کند که با اجرای بهترین رقص اش، ایرانیان را در جهان سربلند کند، دیگری از همشهریانش درخواست می کند که به او رأی بدهند و دیگری از بینندگان می خواهد که در نمازشان برای ورود او به مرحلۀ بعد دعا کنند. به غیر از این مسابقه، دختران و پسران ایرانی ؛ شرکت کنندگانِ همیشه حاضر در مسابقات خوانندگی هستند که توسط تلویزیون های محلی ترکیه و جمهوری آذربایجان به زبان رایج این کشورها برگزار می شود.

همۀ این شرکت کنندگان در این کشور متولّد شده و رشد یافته اند. اینان در مهدکودک هایی تربیت شده اند که یکی از برنامه های آموزشی آنها آموزش مناسک دینی بوده است. مهد کودک هایی که اگر قرار باشد دختران سه سالۀ آن در برنامۀ « پنگول و خاله نرگس» شرکت کنند حتما باید روسری بر سر داشته، گلو و جوراب شلواری شان معلوم نباشد تا برنامه از نظر صدا و سیما قابل پخش شود،  در مدارسی تحصیل کرده اند که بدون استثناء یکی از آموزش های اصلی آن اصول و احکام اسلامی بوده است و ضریبِ درس فرهنگ و معارف اسلامی در کنکور 3 است، مدارسی که در بسیاری از آنها دانش آموزان باید در نماز جماعت شرکت کنند تا اطمینان حاصل شود که نماز خواندن را خوب یادگرفته اند. آنان با صدا و سیمایی بزرگ شده اند که هیچ اخباری در آن بدون ذکر سلام بر پیامبر و اهل بیت اش خوانده نمی شود و هنگام پخش مسابقات ورزشی جهانی،صحنه های تکراری و آهسته، جایگزین تصویر زنانی می شود که این سازمان معتقد است تصویر آنان با هنجارهای اجتماعی جامعه نمی خواند،  اینان در کشوری بزرگ شده اند که در متروی پایتخت اش غرفۀ پاسخ به سوالات شرعی راه اندازی می شود و در شهرهای مذهبی اش برگزاری هیچ کنسرت موسیقی مجاز نیست. کشوری که در کنار درب ورودی ادارات آن بنرهایی نصب شده است که اصول و هنجارهای اخلاقی را به آدم ها گوشزد می کنند، و در تمامی مکان های تجاری تابلوهایی نصب شده است که در خصوص رعایت حجاب تذکر می دهند و رانندگان تاکسی آن با الصاق برچسبی بر شیشۀ ماشین شان می گویند که از ارائه خدمات به افراد بدحجاب معذروند! به راستی چه می شود که “هر آنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود؟”

چه می شود که با وجودِ برنامه ریزی دقیقِ فرهنگی از مهد کودک ها تا دانشگاهها، محصول نهایی متضاد با انتظار نهادهای رسمی می شود؟

ای کاش سیاستگذاران فرهنگی یکبار هم که شده بأیستند، به عقب نگاه کنند، فکر کنند و بعد برای ادامۀ راه تصمیمی تازه بگیرند. شاید هم بعد از این نگاه و اندکی تأمل، تصمیم بگیرند که دیگر هیچ تصمیمی نگیرند. هر دوی اینها اقدامی مثبت خواهد بود. حرف های سادۀ این جوانان نشان می دهد که آنان در قلب خود به مقدسات اعتقاد دارند و مشکلی با آن ندارند. مسأله چیز دیگری است. آب مایۀ حیات است ولی اگر همین مایۀ حیات را به کسی بیش از نیاز و ظرفیت اش بخورانیم موجب دلزدگی او خواهیم شد.

دکتر فردین علیخواه(جامعه شناس)

کانال نویسنده

@fardinalikhah

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

خداباوریِ انیشتین و اسپینوزا!

cafeliberal

«مالکیت و اقتصاد»، هانس هرمان هوپ

cafeliberal

درباره‌ی بردگی

cafeliberal

ساموئل هانتینگتون و توسعۀ سیاسی(دموکراسیزاسیون)

cafeliberal

چرا دموکراسی لیبرال در حیطۀ مغلطۀ توسل به اکثریت نیست؟

cafeliberal

مبانی اقتصاد رفتاری | سوگیری، تعصب یا خطای عمل

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader