کافه لیبرال

چرا فلسفه؟

اگر ذره ای در رابطه با درد و رنج های خود بیاندیشیم، متوجه خواهیم شد که امورِ فراوانی که باعث آزارمان می شوند، رجوعشان به واقعیتِ عینی و انضمامی نیست بل به فانتزی ها و خیالات و ذهنیاتِ ما و جامعه است.

به طور مثال وقتی از مردانگی سخن به میان می آید، این مردانگی و رفتار یک مرد بر اساس همان الگوی مرادنگی، به هیچ وجه بر اساس واقعیات نیست، وقتی به علی گفته می شود چرا دامن پوشیده ای، مرد که دامن نمی پوشد و تو باید دامنت را در بیاوری، یا اگر علی، گوشواره بیندازد به او گفته می شود که؛ مگر زن شده ای؟ نباید گوشواره بیاندازی تو مردی و..

این باید و نباید ها از هيچ واقعیتی نشات نگرفته است، این ذهنیت و فانتزی های ما است که یک چیز را نمادِ مرادنگی و چیز دیگری را نماد زنانگی و… می‌کند اصولا نماد ها، ساخته و پرداخته ی ساحتِ خیال و انتزاع اند.

در قرن هجدهم، لویی چهاردهم، دامن می پوشید، با رانی لخت و موهایی بلند بیرون می آمد اما با این حال نمادِ مرادنگی بود و یک مرد واقعی کسی بود که حداقل شباهتی به او داشته باشد.

بنابراین مفاهیمی مثل “مرادنگی”و “زنانگی” که باید و نباید ها و ارزش ها و هنجارهایی را با خود حمل می کنند، دقیقا ساخته و پرداخته ی خیالات ما هستند و نه بر آمده از واقعیات.

و فلسفه، درست همینجا همانند فانوسی چراغ راه می شود و با طرحِ “چرا” اینکه چرا فلان چیز مقدس است؟ چرا فلان چیز عیب است؟ ریشه ی فلان سنت یا آیین در چیست؟ و… مفاهیم را به عمیق ترین شکل ممکن می کاوَد و ما را از شرِّ مفاهیمِ جعلی (که تا قبل از این گمان می کردیم جزو حقایقِ ازلی و ابدی هستند) و آزار دهنده و قید و بند زننده، رها می کند.

به همین جهت بود که نیچه می گفت: فلسفه، با پُتک بر سر هر چیز مبتذل و پوکی که هیچ کاربردی به جز از زنجیر کشیدن و محدود کردنِ اندیشه و سرکوبِ غریزه و خواسته های انسان ندارد، می کوبد.

باری:

فلسفه موانعِ قلابی و دروغین را پس زده و راه را بر اندیشه ی آدمی گشوده و عشق و عطشِ دانایی و مدام در جستجو بودن را در او زنده می کند.

فلسفه با همواره طرحِ چرا کردن و چند و چون نمودن، هر گونه اتوریته و تک رایی و تقدسِ بی وجه و استبدادی را هم در هم می کوبد.

فلسفه، جدی ترین مانع برای گوسفند شدن و پیوستن به گله و گله-خصلتی و روز-مرّگی و ابتذال است.

بنابراین آیا بازهم خواهند گفت که فلسفه مرده است؟ یا به کارِ امروز ما نمی آید؟!!!

ابوذر شریعتی

🆔 @aboozarshariati

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

سیاسی بودن یا نبودن؟ مساله این است!

cafeliberal

ایدئولوژی از ما چه می خواهد؟ و چطور با این خواسته ی ساده و صریح از ما هیولا می سازد؟

cafeliberal

آفتِ دین زدگی

cafeliberal

آیا مبتلا شدن به ویروس کرونا ننگ است و باید سکوت کرد؟

cafeliberal

خیرخواهانِ احمق یا همان مزدوران نان به نرخ روز خور

cafeliberal

مهم-ترین کار-کرد ایدئولوژی (اعم از دینی و غیر دینی) چیست؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader