12.6 C
تهران
پنج‌شنبه 23 بهمن 1404 ;ساعت: 08:26
کافه لیبرال

چرا چپ 57تی هنوز انقلاب خود را گردن نمی‌گیرد؟

با گذشت ۴۷سال از انقلاب ۵۷، چپ‌ ایرانی همچنان از پذیرش تحقق عینی‌ آرمانشهر خود در کالبد جمهوری اسلامی، سر باز می‌زند و این امتناع، تلاشی است برای حفظ ایده‌ای در قلمرو «آرمانشهر همیشه ‌غایب». آرمانشهری که منطق وجودی‌اش نه در تحقق، بلکه در تعلیق دائم است.

انقلاب ۵۷ لحظه‌ای بود که ایده و واقعیت در یکدیگر گره خوردند؛ لحظه‌ای که خواست‌ها، تخیل سیاسی و ساختار ارزشی چپ ۵۷ی در بستری عینی شکل یافت. نظام سیاسی برآمده از انقلاب، فارغ از صورتبندی مذهبی آن، در منطق نهادی و معرفتی خود چیزی جز تبلور گرایش‌های چپ آن دوران نبود. با این همه، چپ ۵۷ی هنوز هم نمی‌خواهد این واقعیت ۴۷ساله ایران را به‌عنوان نتیجه طبیعی همان مبانی نظری بپذیرد.

اما چرا گردن گرفتن آن برایشان دشوار است؟
در قرن بیستم، روشنفکران غالبا برای حلقه‌های محدود و کاملا سیاسی ‌شده سخن می‌گفتند و امکان آن‌ را داشتند تا شکستهای تاریخی را در پوشش زبان نظری پنهان کنند؛ همان کاری که چپ جهانی پس از فروپاشی شوروی، پس از فروریختن دیوار برلین یا پس از فجایع کامبوج کرد. اما در جهان قرن ۲۱ام، که عرصه عمومی گسترش یافته و «مردم» مخاطب مستقیم هر روایت سیاسی‌ شده‌اند، دیگر نمی‌توان تجربه زیسته یک ملت را با ارجاع به مفاهیم انتزاعی کنار زد. در چنین صحنه‌ای، آرمانشهر همیشه‌ غایب، کارکرد حفاظتی خود را از دست می‌دهد، زیرا زندگی ۴۷‌ساله مردم بدل به یک ضدروایت قطعی شده است.

در نتیجه، گریز از مسئولیت شکلی جدید می‌یابد؛ جابه‌جایی سطح داوری. اینگونه که می‌گویند؛ «این همان نبود که ما می‌خواستیم»، بی‌آنکه توضیح داده شود چرا ساختاری که برآمده از همان منطق نظری بود، ناگزیر و نه تصادفی، به چنین نتیجه‌ای انجامید. این مکانیسم همان جداسازی دائمی میان آرمان و تحقق است؛ جاییکه آرمان در سطح انتزاع از هر نقدی مصون می‌ماند و تحقق همواره به دلیل «انحراف» از دایره مسئولیت نظری بیرون گذاشته می‌شود. چنین آرمان‌گرایی‌ای نه تلاشی برای ساخت جهان، بلکه روشی برای گریز از مسئولیت اخلاقی و تاریخی است. ایدئولوژی با حفظ آرمانشهر عینیت نیافته یا همواره غایب، سپری در برابر واقعیت می‌سازد؛ واقعیتی که اگر معیار سنجش ایده قرار گیرد، آن را از درون تهی می‌کند.

اما واقعیت تاریخی روشن است؛ هنگامی که ایده از انتزاع به زمین واقعیت فرو افتاد، آنچه پدید آمد نه خیانت به انقلاب، بلکه عینیت همان منطقی بود که سالها در ذهن حاملانش پرورده شده بود.
ملود حاجی زاده

 

 

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

زنان علیه پدرسالاری

cafeliberal

شور آزادی، بنژامن کنستان

cafeliberal

مارکسیسم فرهنگی

cafeliberal

کانت و بحران تبعید

cafeliberal

به نظر شما “فردیت”چرا اینقدر دشمن دارد؟

cafeliberal

تأملی در نظریه‌ی سرمایه مکتب اتریشی اقتصاد

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید