36.7 C
تهران
دوشنبه 24 مرداد 1401 20:01
کافه لیبرال

۹ ویژگی برای دولت مدرن

دولت مدرن، نوعی دولت-ملت است که در مناسباتی تخاصم‌آمیز با دولت  ملت‌های دیگر قرار دارد، نه با گروه‌های مسلحی از جمعیت خود، البته وبر تاکید می‌کرد که قوه قهریه ابزار معمول یا تنها ابزاری نیست که دولت به کار می‌گیرد، بلکه ابزاری خاص دولت است. دولت نوعی رابطه حاکمیت عده‌ای از افراد بر عده‌ای دیگر است؛ رابطه‌ای که با استفاده از کاربرد مشروع قوه قهریه، یعنی با فرض مشروعیت حمایت می‌شود.

۹ ویژگی برای دولت مدرن

💎کنترل انحصاری خشونت

اول، یعنی کنترل انحصاری زور یا کنترل خشونت در دولتهای مدرن، مفهومی اســت که ماکس وبر بر روی آن تاکید زیادی داشته و میگوید در دولت مدرن، تنها دولت است که میتواند اعمال زور کند و قدرت عریان داشــته باشــد.

به عنوان مثال، دولت میتواند مجرمین را تعقیب کند، دولت میتواند کسی را مجازات کند، دولت میتواند نظام پلیسی داشته باشد و نظم را برقرار کند. انحصار این کنترل در اختیار دولت است و هیچ نیروی دیگری در جامعه حق ندارد چنین قدرتی داشته باشد. اگر شما قائل به وجود و حضور نیروهایی خارج از مجموعه حاکمیت باشید که به صورت خودسرانه اعمال قدرت و زور کنند، بنابراین عنصر اول دولت مدرن وجود ندارد.(اینکه این قدرت محدود و قانونی است توسط ضد دولتها فهم نشده)

💎قلمرو جغرافیایی

دوم سرزمینی بودن یا جغرافیایی بودن مفهوم دولت است؛ در واقع بعد از قلمرو جغرافیایی معاهدات وستفالین، مرزهای دولت- ملتها مورد شناسایی قرار گرفت. مرز یک مفهوم صرفا جغرافیایی نیست بلکه مرز منجر به پدید آمــدن یک مفهوم دیگر تحت عنوان »ملت« شده است. با استقرار مفهوم ملت بود که مفهوم دولت ملی یا دولت- ملت شکل گرفت. بدین معنا که حاکمیت یا قدرت مرکزی حکومت، میتواند نسبت به ملت، اعمال اقتدار کند.ملیت )Nationality )ضامن حاکمیت ملی  و اینکه حاکمیت متعلق به ملت است.

💎حاکمیت

مفهوم سوم، مفهوم حاکمیت است. در مفهوم حاکمیــت همانگونه که »ژان بودن« و دیگــران میگویند ما با یک قدرت مرکزی، انحصاری و برتر مواجه هستیم و مهمتر از مفهوم حاکمیت ما ترکیبی تحت عنوان حاکمیت ملی داریم، بدین معنا که حاکمیت از آن ملت است و این مردم هستند که قدرت حکمرانی دارند.حاکمیت خداوند در تعارض با این اصل است.

💎مشروطیت

عنصر دیگری که در دولت مدرن مطرح میشــود، عنصر مشــروطیت است، بدین معنا که همه مشــروط به نظام حقوقی هستند و هیچکس نمیتواند ادعا کند که بر فراز نظام حقوقی قرار دارد و بگوید که من مقید و تابع نظام حقوقی نیستم. همه افراد جامعه باید حقوق و اختیارات خود را از نظام حقوقی دریافت کنند.نظام تاراج مغایر با نظام شایسته سالاری در نظام های مبتنی بر دیوانسالاری کارآمد است

💎قدرت غیرشخصی:قدرت غیرشخصی است بدین معنــا که قدرت بایــد از ماهیت شخصی خود خارج شود. حتی وقتی صحبت از وفاداری به دولت میشود به معنای وفاداری به یک شخص خاص نیست، قدرت غیرشخصی با مفهومی به نام حکومت قانــون، قرابت دارد.

📍حکومت قانــون یعنی حکومت غیرشخصی، یعنی حکومتی که قاعده ها بر مردم حکم میرانند نه اشخاص و آنها نیز خود مقید به قوانین هستند. نقطه مقابل حکومت قانون، اســتبداد و یا خودکامگی اســت، خودکامگی دربرگیرنده مقاماتی است که خود را مقید به قوانین حقوقی از قبل تعیینشده نمیدانند و اختیارات خود را فراتر از قانون میدانند.

💎دیوان سالاری:اگرچه عمومــا در رابطه بــا مفهوم دیوانســالاری، معنای منفی از آن مراد میشــود امــا مفهــوم وبری دیوانسالاری بدین معناست که شما با ساختارهای اداری مواجه هستید که در آن مقامات، پســتها و جایگاه ها دارای شــرح وظایف مشخصی هستند و معیار ارتقا، انتصاب و جابهجایی افراد در این پســتها، امکانات و جایگاه ها، بر اســاس شایستگی های افراد است.نظام شایسته سالاری در نظام های مبتنی بر دیوانسالاری کارآمد کلیدی است

💎اقتدار و حقانیت

معیار هفتم، مفهوم اقتدار و حقانیت است که به معنای قدرت مشروع و موجه است و قدرت را عجین با مشروعیت میداند، لذا عده ای برای دولتها چند وجه قائل هستند. یک وجه قدرت عریان است، یک وجه خدمات عمومی و رفاهی است، یک وجه مشروعیت و مقبولیت است که یعنی مردم اعمال قدرت آنها را میپذیرند، به محض آنکه دولت حقانیت و مشروعیت خود را نزد ملت از دست میدهد، میکوشد از دو طریق این عدم مشروعیت را جبران کند: یکی اینکه میکوشد خود را دولت خدمتگزار نشان دهد و با شــکل های ظاهری و سطحی مشــخصه های دولت رفاه میکوشد مقبولیت و مشروعیت به دســت آورد و اگر نتواند به این شکل بحران مشروعیت خود را جبران کند به سمت سرکوب سوق پیدا میکند و چهره زشت و عریان قدرت غیرمشروع را عیان میکند.

💎شهروندی🗽

مفهوم دیگری که در رابطــه با دولت مدرن مطرح است، مفهوم شهروندی اســت، مفهوم شــهروندی در گستره حقوق مدرن معنا مییابد. گذار از مفهوم رعیــت، اتبــاع و ســپس به ســمت شــهروندی، لازمه تحقق دولت های مدرن است.

در مفهوم رعیت، تنها با تکلیف مواجه هستیم و مردم کسانی هستند که در مقابل حکومت، تکالیفی دارند، حتی وقتی مفهوم اتباع در دولتهای ملی مطرح میشود، اگرچه حقوقی هم برای افراد قائل اند اما تکلیف وجه غالب اســت. درواقع مردم از این جهت که از قدرت مرکزی تبعیت میکنند دارای حقوقی هستند، ولی در مفهوم شــهروندی اولویت با حقوق است و از آن جهت که حکومتها، حقوق اشــخاص را تامین میکنند میتوانند به مردم تکالیفی را هم واگذار کنند. مقدمه هرگونه تکلیفی، شناســایی و تضمین حقها است.

💎مالیات-آخرین مفهوم و مشخصهی دولت مدرن که پیرسون بر آن تاکید میکند مفهوم مالیات است. سهم مالیات از مجموعه درآمد ملی است که نشان میدهد دولت تا چه حــد به ملت وابســته اســت، دولت هایــی که درآمدشــان از منابع طبیعی به دســت میآید، نیازی به ملت ندارند و به آنها پاسخگو نیستند

📖کریستوفر پیرسـون-دولت مدرن- مهدی هداوند

دریافت متن کامل

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

درس‌هایی از دو کارآفرین برای میلیاردر شدن (مایکل لی چین و جو سای)

cafeliberal

آینده تاریک طلای سیاه، سلوين پاركر

cafeliberal

تفرقه بینداز و حکومت کن

cafeliberal

نیچه در باره سوسیالیسم

cafeliberal

اقتصاد بازار و تمدن غرب

cafeliberal

مکتب اقتصادی اتریش چگونه به محیط زیست می‏نگرد؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader