23.9 C
تهران
پنج‌شنبه 5 خرداد 1401 13:28
کافه لیبرال

روشنفکران هپروتی

روشنفکر ایرانی قبل از اینکه مارکس و لنین و هگل و آدورنو و.. را بشناسد، باید خودش را بشناسد. اینکه کجای دنیا ایستاده است. پا بر روی چه خاکی دارد و نسبتش با تاریخ و سنت هایش چگونه است.

روشنفکر ایرانی قبل از تلاش برای شناخت تاریخ و فلسفه غرب، باید تاریخ و اندیشه، سرزمین خود را واکاوی کند. روشنفکر ایرانی قبل از شناخت هنر و فکر و اندیشه در غرب باید موسیقی و معماری و شعر و مینیاتور و.. خود را بشناسد و پس از آن است که با یک دریچه ذهنی بازتر و اعتماد به نفس و خودباوری بیشتر و با یک درک عمیقتر از «جهان خود» و جهان خارج می تواند، بفهمد که چه نسبتی با جهان غرب دارد و چگونه می تواند از علم و فلسفه و جریان های فکری و هنری و سیاسی مدرن در جهان غرب برای جامعه خود و باز کردن گره های اجتماعی و فرهنگی خود استفاده نماید، وگرنه به صرف اینکه طرف صبح تا شب کانت و هگل و هایدگر و مارکس و.. بخواند، اما متوجه نباشد که این اطلاعات برای چه است و به چه دردش می خورد و چه نسبتی با جامعه اش دارد و قرار است چه باری از روی دوشش بردارد، که فایده ای ندارد. این چنین روشنفکری در بهترین حالت می شود تفنن و سرگرمی یا عامل فخرفروشی برای دیگران و یا استاد با حقوق و مزایای خوب واحد درسی کانت و هگل و هایدگر و.. در فلان دانشکده که اصولا نه مسئله و دغدغه ای دارد و نه با سوالی مواجه است.

▪️باید به خاطر داشت که ارسطو و هگل و کانت و مارکس و دیگر بزرگان تاریخ اندیشه زمانی مهم و معتبرند و آشنایی به جهان فکری آنها لازم است که بتوان از طریق آنها نسبتی با زیست جهان خویش برقرار کرد و با فکر کردن از دریچه اندیشگانی آنها گره کوری از حیات اجتماعی و سیاسی خویش باز کرد وگرنه هگل و مارکس خواندن به صرف اینکه من «هگل و مارکس خونم بالاست» که ارزشی ندارد و اصولا فلسفه و اندیشه شلوار و پیراهن مارک دار برای پز دادن و دلبری کردن در «دانشکده های فوکو و دریدا دوست» نیست.

◼️این ما «فوکویی ها» و ما «دیلوزی ها» و ما «مارکسیست- لنینیست» کردن های دانشجویانی که تا فیها خالدون دیلوز و دریدا و آدورنو و لنین و پلخانف و.. را می کاوند و برای صدسالگی و صد و دوسالگی انقلاب روسیه نشست برگزار می کنند، اما از درک ساده ترین مسائل فرهنگی و تاریخی سرزمین خود عاجزند، شاید برای دورهمی ها و بزم های شبانه و کشیدن چند بست تریاک اصل و چند پیک کنیاک روسی جواب بدهد، اما نه تنها هیچ دردی از هزاران درد این مملکت را دوا نخواهد کرد، بلکه خود درد دیگری بر دردهای جامعه افزوده و نسلی از بهترین جوانان این سرزمین را در هپروت غرق خواهد کرد.

✖️بسیاری از این «مارکسیست-هگلی» هایی که صبح تا شب در حیاط دانشکده ها و کافه ها و کف گروهها و کانالهای تلگرامی و تویتری و اینستاگرامی پلاسند و از دانه دانه ریش های مارکس و انگلس تا کله کچل فوکو را تحلیل می کنند، در عمل از چگونگی برقراری یک رابطه ساده اجتماعی ناتوانند و الواتی و رکیک گویی و دریدگی و بددهنی را با فلسفه و اندیشه اشتباه گرفته اند.

بزرگترین خدمت به جامعه هم این است که از این روشنفکران، کتاب هگل و کانت و فوکو و.. را گرفت و به جایش کتاب اصول اولیه تربیت و روابط اجتماعی و چگونه درست زیستن در اجتماع را دستشان داد..

باید به‌خاطر داشت این سرزمین بیشتر از ناله‌های غمناک و یأس‌آمیز مبلغانِ نیستی و «تروریست های شیفته خلق!» و گنگسترهای «گروپ‌باز نئوچپ» و فحاشی‌های سیبل کلفت‌کرده‌های کلاه چگوارایی و سیگار فیدلی و بیشتر از شیفتگان لولهٔ تفنگ سربازان آمریکایی که دل در گرو ویرانی این سرزمین دارند و بیشتر از کاسبان فلاکت و خشونت، به انسان‌هایی نیازمند است که آرام و بی‌حاشیه در گوشه‌ای چراغ فرهنگ و هنر و تاریخ این سرزمین را زنده نگه داشته‌اند. انسان‌هایی که دنبال قهرمان شدن نیستند، کلید زبان‌شان به زیپ شلوار و حساب بانکی‌شان وصل نیست، سر در آخور هیچ قدرت بیگانه‌ای ندارند، منادیان نیستی و تباهی و پوچی نیستند، از لعن و نفرین و “هو” شدن و توهین هراس چندانی ندارند و تنها برای ساختن جامعه‌ای بهتر تلاش کرده و زبان به سخن می‌گشایند…

✍🏼فرهاد قنبری

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

هفت ناگزاره در اعتراضات آبی

cafeliberal

کویر وحشت و سرمایه‌های برباد رفته

cafeliberal

نگاهی بسیار کوتاه به موضوع فقر در نظام سیاسی توتالیتر جمهوری اسلامی

cafeliberal

دامپینگ پولی، یک کج فهمی تاریخی

cafeliberal

برابری‌طلبی طغیانی علیه طبیعت، موری روتبارد

cafeliberal

اسپینوزا  چه گفت که حکم تکفیرش را جامعه یهودیان منتشر کرد؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader