◇ چهره پنهان یک فاشیسم بومی
امروز در گوشههایی از فضای مجازی و رسانههای برونمرزی، گروههایی پیدا شدهاند که زیر پرچم هویت قومی در حال پیش بردن پروژهای بسیار خطرناکاند؛ پروژهای که هیچ چیز جز فاشیسم قومی نیست.
فاشیسمی که دیگر با چکمه و رژه نمیآید با هشتگ، کلیپ، جعل تاریخ و روایتهای پرزرقوبرق وارد میشود.
و خطر آن دقیقاً از همینجاست:
ظاهر بیخطر، اما ماهیت ویرانگر.
اینها میخواهند به مردم القا کنند که ایران یک ملت نیست؛ مجموعهای از ملتهای جداگانه است.
میخواهند بگویند که آذری از فارس جداست، کرد از لر، عرب از گیلک.
میخواهند شکاف بسازند.
میخواهند مرزهای جعلی را به ذهنها تزریق کنند.
و میخواهند ریشههای هزارساله این سرزمین را با تیغ تحریف ببرند.
اما علم، تاریخ و فرهنگ، مثل پتکی محکم بر این ادعاها فرود میآید.
پژوهش منتشرشده در PLOS Genetics یکی از معتبرترین ژورنالهای ژنتیک جهان یک حقیقت غیرقابل انکار را بار دیگر ثابت کرد:
مردم ایران یک ریشه مشترک دارند.
یک تنه، یک پیوستگی، یک بافت ژنتیکی که هزاران سال دوام آورده است.
فارس، کرد، لر، گیلک، مازنی، آذری و عرب خوزستانی همگی در یک خوشه ژنتیکی واحد قرار میگیرند.
تفاوتهای کوچک در برخی نقاط کشور، لایههای سطحیاند نه مرزهای نژادی، نه سدهای جدایی.
این واقعیت، با تمام قدرت علمی، زنجیر هر داستان قومگرایانه را پاره میکند.
قومگرایان افراطی اما این واقعیت را نمیخواهند ببینند.
چرا؟
چون هویتسازی جعلی کالای آنهاست.
اگر حقیقت را بپذیرند، بساطشان جمع میشود.
آنها تاریخ را تکهتکه میکنند تا داستان خودشان را بسازند.
شباهتها را پنهان میکنند، تفاوتها را میدمند، زخمهایی که وجود ندارد را میتراشند.
این همان کاری است که تمام جریانهای فاشیستی در جهان انجام دادهاند:
خلق دشمن، القای ترس، تحریک احساسات و ساختن افسانههای قوممحور.
ایران سرزمین تنوع است.
اما این تنوع همیشه در دل یک فرهنگ، یک حافظه تاریخی و یک هویت مشترک معنا پیدا کرده.
نوروز، یلدا، چهارشنبهسوری، حماسهها، داستانها، آئینها،همه مشترک.
تنوع ما نشانهی زیبایی ایران است، نه توجیهی برای بریدن این کشور از درون.
اما قومگرایی افراطی دقیقاً همین را هدف گرفته.
هدفش دفاع از حقوق فرهنگی نیست ،اگر بود، زبان مادری، توسعه منطقهای و عدالت اجتماعی را مطالبه میکرد، نه تجزیه روانی یک ملت را.
هدفش ساختن دیگری است.
هدفش تبدیل هموطن به غریبه است.
و این همان فاشیسم است؛ حتی اگر اسمش را هرچیز دیگری بگذارند.
بله، برخی افراد از روی ناآگاهی این حرفها را تکرار میکنند.
اما سادهلوحی است اگر فکر کنیم کل ماجرا همین است.
قدرتهای خارجی بارها و بارها نشان دادهاند که شکستن انسجام ایران را بهترین ابزار برای بیثباتسازی منطقه میدانند.
چه ابزاری راحتتر از قومگرایی افراطی؟
《هیچ گلولهای به اندازهی نفرتسازی بین مردم یک کشور کارآمد نیست.》
اما حقیقت مثل آفتاب است:
ملت ایران یک ملت است.
تنوع دارد، بله؛اما تنوعی ریشهدار در دل یک هویت مشترک.
و هیچ جریان فاشیستی،چه با شعار قومگرایی، چه با توهمات تجزیهطلبانه،نمیتواند این واقعیت را پاک کند.
ایران هزاران سال در برابر یورشها، جنگها و لشکرکشیها ایستاده؛
بیتردید در برابر این موج تازه هویتسازی جعلی هم خواهد ایستاد.

