کافه لیبرال

مغلطه یارانه پنهان انرژی

‏یارانه پنهان انرژی مفهوم نادرستی است که ناشی از درک ناقص مفاهیم اقتصادی و سطحی یادگرفتن علم اقتصاد صورت گرفته است. اولین بار در دهه هفتاد، سازمان برنامه به این مغالطه رسمیت بخشید که متاسفانه در سال ۱۳۹۸ هم دوباره با یک گزارش متکی به چهار عمل اصلی بر آن تأکید کرد.‏ چون مباحث مربوط به انرژی همیشه در معاونت فنی و زیربنایی سازمان برنامه انجام شده و همیشه مهندسان مسئولیت این معاونت را داشته اند این ادبیات از این زاویه نهادینه شده است. یکبار با مهندس شافعی مباحثه ای در این زمینه داشتم ولی چون با مفاهیم علم اقتصاد آشنایی نداشتند قبول نکردند.‏اقتصاددانان اصیل، یارانه پنهان را قبول ندارند، و اغلب آنها از مناصب اداری کنار گذاشته شده اند. علت تأکید بر یارانه پنهان انرژی اینست که می توانند همه قصور مدیریتی و کژکاریهای اقتصادی را به گردن این واژه بیندازند. باید در جمع دانشگاهی و رسانه ای به این مغلطه پایان داد.  این واژه که آتش به جان اقتصاد و سستی بر تولید را حاکم کرده است امروز با همان چهار عمل اصلی تکیه کلام کاندیداهای ریاست جمهوری شده است. با این واژه جامعه روز به روز گرفتارتر خواهد شد. رسمیت بخشیدن به این کژ واژه، اقتصاد ایران را از ریل خارج ساخته است.‏ تحلیل مبتنی بر چهار عمل اصلی، متکی بر سطح اعداد مطلق و تحلیل ساده ایستایی در دنیایی ساده است. روزی به یکی از مدیران ذیربط گفتم ارقام جدید بطور نسبی، گران است و او پاسخ داد:

درآمد مردم به ما ربطی ندارد و به دیگران مربوط است!

حتی او هم که تصمیم ساز بود یک لیسانس مهندس بود!

‏چرا این سئوال پاسخ داده نمی شود که براساس چهار عمل اصلی، اگر واژه مجعول یارانه پنهان انرژی را بپذیریم باید بطریق اولی بپذیریم همه ی کالاها و خدمات اقتصاد تولیدی در ایران هم از یارانه برخوردارند! می دانید مفهوم این گزاره چیست؟‏ مفهومش اینست :

« ای مردم؛ ما یک زندگی کاملا ارزان و مملو از یارانه برایتان مهیا ساخته ایم و اگر در اقتصاد مشکلاتی وجود دارد، تقصیر ما نیست، تقصیر ارزان بودن زندگی است که در اختیارتان است!»

اگر خوب دقت کنید مفهومی از این واژه ها را شنیده و درک کرده اید.

‏آنهایی که در این دور باطل ”ناکارآمدی-قیمت دلار-قیمت انرژی“ افتاده اند باید بدانند که در این زنجیره، راه نجاتی نیست، حتی اگر قیمت حاملهای انرژی نه فقط به سطح قیمتهای جهانی، که اگر چهار برابر قیمت جهانی هم شود جز فقر و بدبختی و مضمحل شدن در برابر جامعه جهانی نتیجه ای نخواهد داشت.‏ کمااینکه شواهد تاریخی وجود دارد، از زمستان ۱۳۹۴ تا پایان سال ۱۳۹۵ قیمت انرژی که به مردم فروخته شد در حد قیمت فوب بود، چرا نه فقط اتفاقی که هیچ علامت مثبتی بروز نکرد، وقتی پرسیدیم گفتند:

این ربطی به ما ندارد بلکه قیمت نفت جهانی ارزان شده است!‏ دقت کنید این نظریهٔ مجعول زمانی سینه چاک دارد که قیمت جهانی هم رو به بالا باشد و حتی براساس مکانیسم بازار بین الملل، قیمت جهانی نفت کاهش می یابد، آنها می گویند نفت جهانی ارزان است. و این حرفها همانگونه که می دانید هیچ مبنای علمی ندارد. باید به سئوال بعدی هم جواب بدهند که ‏در مورد مدعی یارانه ای بودن زندگی مردم، که برخلاف حرف غیر علمی آنها که همه چیز ارزان است، حال که قیمت کالاهای مصرفی داخل در دسترس مردم ، که بطور مطلق از قیمتهای آنها در لیبرال ترین کشورها بیشتر است چرا وعده های بهشتی آنها شکوفا نمی شود؟‏

تعریف یارانه:

یارانه، تفاوت قیمت فروش رفته با بهای تمام شده (بعلاوه سود معقول) تولید یک کالا است، در صورتی که تشخیص داده شود قیمت تمام شده کالای اساسی برای مردم گران است و باید ارزان تر در اختیار مصرف کنندگان (و یا تولید کنندگان) قرار بگیرد.

اولین حکمتش، همجنس بودن اعداد است!

برگرفته از رشته توئیت همت قلی زاده

@hemmatgholizade


مغلطه یارانه پنهان انرژی

بخش دوم

‏قیمتها فقط یک عددساده نیستند بلکه مانند DNA حاوی اطلاعات بیشماری درخود هستند که برخی از آنها حتی به مباحث تاریخی- فرهنگی ملتها برمی گردد. قیمتها به مثابه دو عدد مطلق به استناد چهارعمل اصلی ریاضی دربین کشورها به سهولت قابل قیاس نیستند!
برابری قدرت خرید هم این مفهوم را پوشش نمیدهد.
‏نمی شود که شرکت ملی نفت اطلاعات دقیق فروش صادراتی را به بهانهٔ تحریم منتشر نکنند(قبل ازتحریم هم افشا نمیکردند) بعدادعای افزایش قیمت تاسطح جهانی راداشت!
یکنفر بیاید ثابت کند چه قبل و چه حین تحریم، قیمت فروش فرآورده های نفتی دقیقا معادل F.O.B بوده/می باشد. حتی کیفیت هم لحاظ نمیشود!‏میدانم که عده ای از عزیزان ناراحت میشوند، منتهی بحث کارشناسی است. برای اثبات ادعای سطحی یارانه پنهان انرژی فقط بلد بودن چهار عمل اصلی تا سطح سیکل لازم است. ولی برای اینکه این مباحثه شکل بگیرد که یارانه پنهان مغالطه ای پروپاگاندایی است، نیازمند تعمیق در روش شناسی علم اقتصاد است.‏عده ای می گویند ممکن است نوعی سیاست قیمتگذاری اجرا شود که اگر کل جامعه با آن مخالف باشد، ولی ممکن است درست باشد.بنظرم این یک استدلال غلط است، اگر کل جامعه جز عده ای معدود مخالف باشند، حتما آن سیاست غلط است. با این استدلال میگویید مردم در آبان ۹۸ اشتباه کردند؟! بحث مفصلی می طلبد.‏وقتی کالایی مانند بنزین به دلیل تصمیم نادرست سیاستگذاران، به کالایی معیار تبدیل میشود و در این حالت همه جامعه به آن حساسند، مقایسه قیمت یک بطری آب معدنی با قیمت بنزین غلط ترین استدلال است. نسبت قیمتها در این حالت، نسبت قیمت کالای معیار به دستمزد مبنای واکنش جامعه قرار می گیرد.‏درکلاب هاوس یکی از دوستانم به این دلیل ناراحت شدکه اصرار بر تکیه بر بازار آزاد در انرژی داشت ومن مخالف بودم.با اتفاقی که در ایران افتاده، اگر تمام بزرگان علم اقتصاد زنده شوند،نمی توانند در ایران بازار آزاد انرژی راه بیندازندوقتی مطابق همه قوانین نفت دراختیاردولت قرارداده شده است.‏عزیزان با قیمتگذاری دستوری مخالفند، ولی مدعی افزایش دستوری( خارج از چارچوب بازار داخل) تا سطح قیمت بازار جهانی هستند، و از این تبدیل بعنوان مکانیسم بازار آزاد یاد میکنند. بنظر حقیر، اتفاقا این حالت، وحشتناک ترین قیمتگذاری دستوری است که در هدفمندسازی یارانه ها هم به غلط انجام شد.‏از افزایش قیمت انرژی تاسطح قیمت جهانی بعنوان معیار بازار آزاد وروشی علمی یاد می شود و به این پاسخ نمیدهند که اگر این روش علمی است چرا برای مابقی کالاهای اساسی (ویژگی فراگیر مانند انرژی دارند) این روش علمی را تعمیم نمی دهند. راست بفرمایید واحد پول کشور به دلار تبدیل شود و والسلام!
‏می فرمایند پس قیمت بنزین بالاخره چند؟
پاسخ می دهم تمام صورت مالی شرکتهای نفتی افشا و بعد همه می توانند در مباحثه علمی متکی به آمار به نتیجه قابل قبولی برسد.
کدامیک از عزیزان مطالعات بهره مالکانه وزارت را دیده است. اگر کسی را می شناسید سلام حقیر را به ایشان برسانید.‏بعد در کلاب هاوس، دوستی که در وزارت نفت حسب روابط سیاسی سابقا مدیر شده است و چند واژه از روی گزارش هدایت شده دیگران و مرد مهندس شماره یک نفت کشور یاد گرفته معیار طرفداران بازار آزاد قرار میگیرد. یادشان میرود در وزارت نفت تعظیم به قیمت جهانی جزو اولین ضرورت اشتغال و مدیریت است!‏در هر بار جهش قیمت انرژی، دولت ها از آن منابع برای روزمرگی هزینه کرده اند و یک برگ گزارش رسمی قابل ارایه نیست که از منابع جهش های قیمتی برای تولید ثروت استفاده شده باشد، بهانه یارانه پنهان، چنین کارکردی دارد، آیا تضمین داده میشود که در فردای قیمتگذاری جهانی، ایران گلستان شود؟؟!؟‏عزیزی از من ناراحت شده که مستند به اینهمه نوشته(نوشته توئیتری منظورم نیست) و تجربه به او گفته ام استدلال غیر علمی دارد. یادش می رود که قبل از آن، چندین بار از این واژه برای بنده استفاده کرده و ناراحت نشده ام. این مباحثات ابداً جای ناراحتی ندارد. همین رفتار، نقصان روش علمی است.‏درمجموع،ما هم اقتصاد خوانده ایم وشدیدا یادگرفته ایم که بازار رقابت کامل منجر به کارآیی وبهینگی درتخصیص منابع میشود.ولی قبل ازآن به مایادداده انداین بازار پیش شرطهایی دارد. گر این شروط نه فقط برای انرژی بلکه برای همه کالاها برآورده شود،نیاز به حرف مانیست،بازار خودش شکل خواهدگرفت!‏
هیچوقت هم به این سئوال ما پاسخ نمی دهند که:
بلااستثناء تمام کشورهایی که به مراحل بالای رشد و توسعه اقتصادی رسیده اند، در نقطه عطف جهش اقتصاد خود، انرژی ارزان در اختیار اقتصاد شان قرار داده اند، در اینصورت تکلیف ما چیست؟ یادشان می رود که انرژی بیش از آنکه کالایی مصرفی باشد عامل تولید است.

همت قلی زاده

@hemmatgholizade

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

منابع نفت: نعمت یا نقمت؟

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید

ajax-loader