23.7 C
تهران
جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

تفاوت روش‌شناسی اقتصاد با علوم طبیعی

ابتدا نگاهی اجمالی به علوم طبیعی: اگر برخی مواد طبیعی را با هم ترکیب کنیم، نتیجه چه خواهدبود؟ روشن است که پیش از آزمودن، واقعا نمی­توانیم نتیجه را ببینیم. البته می­توانیم دست به پیش­بینی بزنیم، اما چنان پیش­بینی­‌ای چیزی جز یک حدس نخواهدبود و برای تعیین درستی یا نادرستی حدس خود به مشاهده نیاز داریم

افزون بر این، حتی اگر نتیجه­‌ای قطعی –نظیر این مشاهده که ترکیب فلان دو ماده به انفجار منجر می­شود- مشاهده بکنیم، آیا پس از آن می­توانیم مطمئن شویم که هربار که آن دو ماده را ترکیب کنیم، حتما چنان نتیجه­‌ای حاصل خواهدشد؟ خیر. پیش­بینی ما همچنان حدسی و فرضی است. شاید وقوع انفجار به تأمین برخی شروط دیگر، مانند الف و ب و ج، منوط باشد. ما فقط به فهم این موضوع قادریم که آیا چنان چیزی صادق است یا نه؛ و همچنین از طریق فرآیند آزمون و خطایی بی­‌انتها چنان شروطی را بیابیم. این کار به ما امکان می­دهد تا شناخت خود را درباره قلمرو استعمال پیش­بینی حدسی اولیه خود تدریجا بهبود بدهیم

حال اجازه دهید به برخی قضایای شاخص علم اقتصاد بپردازیم. فرآیند راستی­‌آزمایی چنین قضیه­‌ای را درنظر بگیرید: اگر الف و ب در یک مبادله داوطلبانه وارد شوند، باید هر دو انتظار کسب سود از آن مبادله داشته باشند و باید نسبت به کالاها و خدمات مبادله شده ترجیح معکوس داشته باشند، به این صورت که شخص الف آنچه را که از شخص ب گرفته نسبت به آنچه که به او داده، باارزش­تر خواهد دانست، و ارزیابی شخص ب باید عکس این باشد[وگرنه داوطلبانه به مبادله تن نمیدادند]

یا این گزاره: اگر مبادله نه از روی اختیار، بلکه به زور تحمیل شود، سود یکی از طرفین به بهای زیان طرف دیگر خواهد بود.

یا قانون مطلوبیت حاشیه­‌ای: اگر اندازه یک واحد از یک کالا داده‌شده باشد، با افزایش عرضه واحدها مطلوبیت (نهایی) هر یک کاهش می‌یابد [اولین سطل آب مطلوبتر از سطل آب دوم است چون اولی را صرف رفع تشنگی و زنده ماندن خودت میکنی، دومی را به اسب و سگت میدهی!]

یا قانون مشارکت ریکاردین: از دو تولیدکننده، اگر الف در تولید دو نوع کالا [a و b]، از تولیدکنندة ب بهتر باشد، آن دو همچنان می­توانند در یک تقسیم کار دارای سود دوطرفه حضور داشته باشند. دلیل این موضوع آن است که به جای اینکه هر دو تولیدکننده به تولید هم a و هم b، بپردازند، الف بطور تخصصی فقط یکی از دو کالا را تولید کند، یعنی کالایی که در تولیدش بهتر است، [و ب منحصراً به تولید کالای دیگر بپردازد] آنگاه سود کلی هر دو افزایش می­یابد. [جراح متخصصی را درنظر بگیرید که سریعتر از منشی‌اش تایپ میکند همچنان اقتصادی است که تایپ را به منشی بسپرد و وقت خود را صرف جراحی کند]

مثالی دیگر: اگر حداقل دستمزد تحمیل شده توسط دولت، از دستمزد موجود در بازار بیشتر باشد، به بیکاری جبری و قهری منجر خواهد شد

و مثال آخر: اگر مقدار پول در حالی افزایش پیدا بکند که تقاضا برای نگهداری پول نقد بدون تغییر باقی بماند، قدرت خرید پول کاهش می­یابد

حال با تأمل بر چنان قضایایی این پرسش مطرح می­شود که آیا فرآیند راستی­‌آزمایی و تعیین صدق و کذب آنها همانند فرآیندی است که در تعیین صدق و کسب قضایای علوم طبیعی طی می­شود؟ آیا این قضایا به همان معنایی فرضیه­‌ای هستند که قضایای مربوط به نتایج ترکیب دو نوع ماده طبیعی؟ آیا در اینجا نیز باید همچون علوم طبیعی، چنان قضایای اقتصادی را پیوسته بر مبنای مشاهدات بیازماییم؟ و آیا برای یافتن گستره کاربرد آن قضایا و ارتقاء تدریجی شناخت خود، باید در یک فرآیند آزمون و خطای بی­‌انتها درافتیم؟

به جز برای اکثر اقتصاددان­ان ۶۵ سال اخیر، [برای بقیه] کاملا بدیهی به نظر می­رسد که پاسخ این پرسش­ها یک «نه» صریح است. اینکه الف و ب باید انتظار سود داشته باشند و مطابق قانون ترجیح معکوس عمل بکنند، از فهم ما از چیستی مبادله ناشی می­شود. خلاف این قابل تصور نیست: یک میلیون سال قبل اینگونه بود و یک میلیون سال بعد نیز همین­گونه خواهد بود!

اینکه سود حاشیه­‌ای عرضه واحدهای اضافی از کالاهای مشابه لزوما کاهش می­یابد، از این جمله غیرقابل چون وچرا ناشی می­شود که هر انسان کنش­گر همواره آنچه که بیشتر برایش رضایت­بخش است به آنچه که برایش کمتر رضایت­بخش است، ترجیح می­دهد

درمورد قوانین حداقل دستمزد یا افزایش مقدار پول نیز افزایش بیکاری و کاهش قدرت خرید پول نتایجی هستند که در توصیفی که در قضیه از وضعیت اولیه بیان شده، منطقا مندرج است. فرضیه­‌ای تلقی کردن این پیش­بینی­ها و اینکه نمی­توان آنها را بدون انجام مشاهدات، راستی­‌آزمایی کرد، موهوم است

گویی بخواهیم قضیه فیثاغورت را از طریق اندازه­‌گیری عملی اضلاع و زوایای مثلث­ها اثبات کنیم. آیا سودای آزمایش عملی قوانین اقتصاد، نشانه­‌ای از آشفتگی عقلانی آشکار نیست؟

👤هانس هرمان هوپ

مترجم: جلال پیکانی

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

نیکولو ماکیاولی و اندیشه او

cafeliberal

تقلید مدرن، الگویی برای مقابله با تقلید سنتی

cafeliberal

لائیسیته؟

cafeliberal

مغالطه ای به نام حقوق قومی

cafeliberal

ماجرای شیردل، نفت و تنگه هرمز

cafeliberal

فرانک و فریدون در شاهنامه

cafeliberal

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید