23.7 C
تهران
جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵, برابر با ۲۵۸۵ شاهنشاهی
کافه لیبرال

چرا از تاریخ ایران نفرت دارند؟

دوران اصلاحات را با رونق بازار کتاب و نشر، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی به یاد می‌آوریم. اما با وجود رواج ترجمه‌های فکری و گفتگوهای پرشور درباره «جامعه مدنی»، نوآوری چشمگیری در پیشینه‌ی کهن تاریخ ایران شکل نگرفت. حتی آثار اندیشمندی چون جواد طباطبایی هم که همان سال‌ها نوشته می‌شد، باید تا دهه‌ی نود منتظر می‌ماند تا بالاخره مورد توجه قرار گیرد.

به موازات بی‌تفاوتی نسبت تاریخ کهن یا میانه، تاریخ‌نگاری معاصر، سکه‌ی روز بازار نشر آن دوران بود. انقلاب مشروطه، به مبداء تاریخ‌نگاری جدیدی بدل شد که روایتی متناسب با اهداف و روحیات جریان غالب بر طبقه‌ی متوسط ایرانی عرضه می‌کرد. در این روایت، وقایع پس از مشروطه همچون کودتای سال ۳۲ و البته انقلاب ۵۷، به شکل حلقه‌های یک زنجیره‌ پیوسته ترسیم می‌شدند: «یک قرن دموکراسی‌خواهی»!

تاریخ‌نگاران محبوب این دوران، چهره‌هایی همچون ناصر همایون کاتوزیان، یرواند آبراهامیان، محمدعلی موحد، تورج اتابکی، حمید شوکت و حتی عبدالله شهبازی بودند که هیچ یک فراتر از تاریخ مشروطه را روایت نکرده‌اند. فریدون آدمیت و احمد کسروی نیز منابع و مراجع دست‌اول تاریخ‌نگاری بودند و شمار آنان که دست‌کم رد پای همان مشروطه را اندکی فراتر از دوره‌ی قاجاریه پی‌گیری می‌کردند نیز واقعا نادر و انگشت‌شمار بود. (تا حدودی ماشالله آجودانی، توکلی طرقی و ای بسا عباس امانت)

این فضا، با رویکرد کلی تاریخ‌نگاران پیش از انقلاب تفاوت آشکاری داشت. دورانی که در آن پژوهشگران سرشناسی چون زرین‌کوب، ذبیح‌الله صفا، بهار، شجاءالدین شفا، یارشاطر، ایرج افشار، محمد قزوینی، قی‌زاده، باستانی پاریزی و دیگران، به تمامی طول تاریخ کهن کشور توجه داشتند. جالب اینکه حتی اندیشمندان چپ‌گرایی چون احسان طبری، مرتضی راوندی و علی میرفطروس نیز از این قاعده مستثنی نبودند و آثار ارزشمندی در بازخوانی تحلیلی تاریخ کهن ایران خلق کردند.

مساله‌ی اصلاحات اما، تنها در حذف تاریخ ایران کهن (از باستان گرفته تا حتی قرون میانه) و تمرکز صرف بر ایران معاصر خلاصه نمی‌شد. در این دوران، بنیان تاریخ‌نگاری کهن ایرانی بود که مورد حملات قرار می‌گرفت. شعار سیاسیِ «یک قرن دموکراسی‌خواهی» رفته رفته به ادعای گفته و ناگفته‌ی «ایران، کشوری با تاریخ ۱۰۰ ساله» بدل شده بود. هرگونه علاقه یا توجه به تاریخ کهن، در بهترین حالت مترادف بود با دریافت برچسب‌هایی همچون «رومانتیک»؛ که در ابداع واژه‌ی کنایه‌آمیز «باستان‌گرایی» آشکار است. ناگفته پیداست که در حالت‌های افراطی کار به اتهاماتی همچون نژادپرستی و فاشیسم هم می‌کشید.

جریان اصلی جامعه‌ی مدنی عصر اصلاحات، هرگونه گرایش به تاریخ را مقاومتی ستیزنده در برابر ملزومات مدرنیته و پیشرفت قلمداد می‌کرد. این در حالی بود که پژوهش‌هایی در کشور انگلستان نشان می‌دهد که «روم باستان» در کنار عصر ویکتوریایی، یکی از سه دوره‌ی محبوب تاریخی شهروندان انگلستان است. نظرسنجی دیگری در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و یونان نشان می‌دهد که ۹۰٪ اروپایی‌ها باستان‌شناسی را «مفید، ارزشمند و جذاب» می‌دانند و بیش از ۸۰٪ بازدیدکننده‌ی سایت‌ها/موزه‌های باستانی هستند. حتی در آمریکا هم ۷۶درصد از شهروندان در مورد روم باستان اطلاعات دارند و آن را پس از یونان باستان محبوب‌ترین دوره‌ی تاریخی می‌دانند.

سال‌ها پس از دوران اصلاحات و با پررنگ شدن شکاف‌های اجتماعی، بازار برچسب‌های تخطئه کننده‌ی تاریخ‌نگاری ایرانی بار دیگر رونق گرفته است. جدالی سیاسی میان سه اردوگاه بزرگ «اسلام‌گرا»، «چپ‌گرا» و «ملی‌گرا» در جریان است که به تناظر باقی شاخص‌های سیاسی، عینا می‌توان آن را با گونه‌ی تاریخ‌نگاری هر کدام تطبیق داد. در سنجش این تناظر، من می‌توانم چند پرسش چالشی مطرح کنم:

– چرا چپ‌گرایان پسااستعماری از تاریخ کهن ایران نفرت دارند؟

– چرا اسلام‌گرایان تاریخ‌نگاری کهن ایرانی را تهدیدی وجودی علیه خود قلمداد می‌کنند؟

– چرا در روایت تاریخی، چپ‌گرایان و اسلام‌گرایان علی‌رغم تمامی اختلافات ظاهری توانایی اتحاد مداوم علیه ملی‌گرایان را دارند؟

– و خلاصه اینکه چرا «نفرت از تاریخ ایران»، ضرورتی نظری و تئوریک برای محدودسازی فضای سیاسی در چهارچوب‌های رژیم اسلامی است؟

این‌ها پرسش‌هایی است که من در دل پروژه‌ای بزرگتر دنبال می‌کنم. یادداشت‌های مقدماتی برا طرح بحث این پروژه را می‌توانید در مجموعه‌‌‌ی #نظریه_تجدد_ایرانی دنبال کنید. حال به بهانه‌ی جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «رویاهای سنگی» فرصتی فراهم آمده، تا بخشی از مقدمه‌ی ورود به این پروژه را در قالب گفتاری با عنوان «ایران، به مثابه یک پارادایم معنابخش» ارائه کنم.

✍️ آرمان امیری @armanparian
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

شور آزادی، بنژامن کنستان

cafeliberal

دیالکتیک از منظر کارل مارکس و فریدریش هگل

cafeliberal

تثبیت قیمتها توسط دولت، هنری هازلیت

cafeliberal

بخوانید و بسیار بیاندیشید

cafeliberal

دفاع خصوصی، هانس هرمان هوپ

cafeliberal

چه بر سر عقل آمده است؟ راجر اسکروتن

cafeliberal

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه شما استفاده می کند. ما فرض خواهیم کرد که شما با این مسئله موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. تائید بیشتر بخوانید